اکتبر ۲۰۰۸، تعدادی از بزرگترین معاملهگران بازار روی سقوط سهام فولکسواگن حساب کرده بودند. اما چند روز بعد، همان معاملهگران برای خرید سهمی که معتقد بودند گران است، حاضر شدند چند برابر قیمت قبلی پول بدهند!
نه تحلیلشان درباره ارزش سهم تغییر کرده بود، نه فولکسواگن اختراع تازهای معرفی کرده بود.
مشکل این بود که دیگر انتخاب چندانی نداشتند.
آنها قبلاً سهام فولکسواگن را قرض گرفته و فروخته بودند، به امید اینکه بعداً ارزانتر بخرند و به صاحبش برگردانند.
حالا برای پس دادن سهمها باید دوباره خریدار میشدند؛ آن هم در بازاری که سهام بسیار کمی برای خرید پیدا میشد.
نتیجه یکی از عجیبترین اتفاقات تاریخ بورس بود.
قیمت سهام فولکسواگن از حدود ۲۱۱ یورو در پایان معاملات جمعه ۲۴ اکتبر، در روز سهشنبه ۲۸ اکتبر به بیش از ۱۰۰۵ یورو رسید!
اتفاقی که باعث شد فولکسواگن برای مدت کوتاهی باارزشترین شرکت بورسی جهان شود.
این ماجرا یکی از مشهورترین نمونههای پدیدهای به نام شورت اسکوئیز (Short Squeeze) است.
اما سؤال اصلی این است: چطور ممکن است کسانی که منتظر سقوط یک سهم هستند، خودشان عامل جهش قیمت آن شوند؟
و مهمتر اینکه قراردادهای اختیار معامله پورشه چه نقشی در این اتفاق داشتند؟
شورت اسکوئیز چیست؟
تعریف
شورت اسکوئیز یا فشار خرید ناشی از بستن موقعیتهای فروش استقراضی زمانی اتفاق میافتد که افزایش قیمت یک دارایی، فروشندگان استقراضی را برای خرید مجدد آن تحت فشار قرار میدهد.
این خریدها ممکن است قیمت را بیشتر افزایش دهند و در نتیجه، معاملهگران بیشتری مجبور به بستن موقعیتهای فروش خود شوند.
به بیان ساده، افرادی که منتظر کاهش قیمت بودند، ناخواسته به خریدارانی تبدیل میشوند که قیمت را بالاتر میبرند.
برای درک این موضوع، ابتدا باید ببینیم فروش استقراضی چطور کار میکند.
چطور از کاهش قیمت یک سهم سود میگیرند؟
فرض کنید سهام شرکتی ۲۰۰ دلار قیمت دارد و شما معتقدید ارزش واقعی آن کمتر است.
در بازارهایی که فروش استقراضی مجاز است، میتوانید با رعایت مقررات مربوط، سهم را قرض بگیرید و بفروشید.
اگر قیمت سهم به ۱۵۰ دلار برسد، آن را دوباره میخرید و به صاحبش پس میدهید.
نتیجه، ۵۰ دلار سود ناخالص بهازای هر سهم است.
اما اگر قیمت بهجای کاهش، به ۴۰۰ دلار برسد چه؟
شما همچنان باید سهم قرضگرفتهشده را پس بدهید. این بار برای خرید همان سهم، باید ۴۰۰ دلار پرداخت کنید.
یعنی ۲۰۰ دلار زیان بهازای هر سهم؛ بدون احتساب هزینه قرضگیری و سایر هزینهها.
و اگر قیمت به ۸۰۰ دلار برسد؟
زیان شما به ۶۰۰ دلار افزایش پیدا میکند.
اینجاست که یک ویژگی مهم فروش استقراضی خودش را نشان میدهد: زیان بالقوه موقعیت فروش استقراضی از نظر نظری نامحدود است.
در عمل هم کارگزار ممکن است با افزایش زیان، از شما وجه تضمین بیشتری بخواهد یا در شرایط مشخص، موقعیت را ببندد.
بنابراین حتی اگر همچنان معتقد باشید قیمت سهم باید سقوط کند، شاید نتوانید تا آن زمان منتظر بمانید.
حالا تصور کنید هزاران معاملهگر همزمان در همین وضعیت گرفتار شوند!
پورشه چطور بازار فولکسواگن را غافلگیر کرد؟
برای درک اتفاق اکتبر ۲۰۰۸ باید چند ماه به عقب برگردیم.
پورشه در تلاش بود نفوذ و مالکیت خود را در فولکسواگن افزایش دهد. برای این کار هم به خرید مستقیم سهام اکتفا نکرده بود.
این شرکت از قراردادهای مشتقه، بهویژه اختیار معامله، برای مدیریت ریسک قیمت و پیشبرد برنامه تصاحب استفاده میکرد.
اما بازار تصویر کاملی از اندازه این موقعیتها نداشت.
تا اینکه روز یکشنبه ۲۶ اکتبر ۲۰۰۸، پورشه اطلاعیه مهمی منتشر کرد.
طبق این اطلاعیه، پورشه:
- مالک ۴۲.۶ درصد سهام عادی فولکسواگن بود.
- روی معادل ۳۱.۵ درصد دیگر از سهام عادی فولکسواگن، قراردادهای اختیار معامله با تسویه نقدی داشت.
یعنی مجموع سهام مستقیم و موقعیتهای مشتقه اعلامشده پورشه، معادل ۷۴.۱ درصد سهام عادی فولکسواگن بود.
دقت کنید که پورشه مالک مستقیم تمام این ۷۴.۱ درصد نبود. این تفاوت برای فهمیدن ماجرا اهمیت زیادی دارد.
از طرف دیگر، حدود ۲۰ درصد سهام نیز در اختیار ایالت نیدرزاکسن آلمان قرار داشت.
با یک محاسبه ساده، پس از کنار گذاشتن این سهمها و معادل موقعیتهای مشتقه، حدود ۶ درصد باقی میماند.
البته این رقم، برآوردی از محدودیت عرضه مؤثر بازار بود، نه اینکه تمام سهام مرتبط با اختیارها قانوناً از دسترس خارج شده باشند.
همین وضعیت برای فروشندگان استقراضی دردسر بزرگی ایجاد کرد.
چون برآورد میشد موقعیتهای فروش استقراضی باز، بیش از ۱۲ درصد سهام فولکسواگن باشد.
یعنی حجم سهامی که فروشندگان استقراضی ممکن بود برای بستن موقعیتهای خود به آن نیاز پیدا کنند، بهمراتب بیشتر از عرضه مؤثر برآوردشده بازار بود.
وقتی خبر منتشر شد، فشار خرید افزایش پیدا کرد.
فروشندگانی که قبلاً روی کاهش قیمت حساب کرده بودند، برای بستن موقعیت خود به خرید سهم روی آوردند.
این خریدها قیمت را بالاتر برد و قیمت بالاتر، فشار زیان را بر سایر فروشندگان تشدید کرد.
در چنین شرایطی، معاملهگری که قصد داشت با خرید سهم از موقعیت زیانده خارج شود، ناخواسته باعث سختتر شدن خروج سایر معاملهگران میشد.
نتیجه همان جهش تاریخی سهام فولکسواگن بود.
اما هنوز یک سؤال مهم باقی مانده است.
پورشه که فقط ۴۲.۶ درصد سهام را مستقیماً داشت، چگونه از طریق اختیار معامله به محدود شدن عرضه سهام کمک کرده بود؟
نقش اختیار معامله در شورت اسکوئیز فولکسواگن
این بخش، یکی از جذابترین جنبههای فنی ماجراست.
پورشه روی بخشی از سهام فولکسواگن قراردادهای اختیار معامله با تسویه نقدی (Cash-Settled Options) داشت.
در قرارداد با تسویه نقدی، طرفین الزاماً سهام را به یکدیگر تحویل نمیدهند؛ تسویه میتواند از طریق پرداخت مبلغ نقدی براساس شرایط قرارداد انجام شود.
بنابراین نباید اختیارهای پورشه را معادل مالکیت مستقیم سهام فولکسواگن دانست.
اما مسئله به همینجا ختم نمیشد.
چرا بانکها سهام فولکسواگن میخریدند؟
فرض کنید یک بانک در طرف مقابل قراردادی قرار دارد که با افزایش قیمت سهام فولکسواگن، تعهد پرداخت بیشتری برایش ایجاد میکند.
اگر بانک بخواهد ریسک این تعهد را کاهش دهد، یکی از راههای ممکن، خرید سهام فولکسواگن یا استفاده از قراردادهای مشتقه دیگر برای پوشش ریسک است.
در این صورت، افزایش قیمت سهم میتواند با افزایش ارزش دارایی پوششی بانک همراه شود و بخشی از تعهد قرارداد را جبران کند.
البته میزان و نحوه پوشش به دلتا، ساختار قرارداد و سیاست مدیریت ریسک بانک بستگی دارد؛ قرار نیست بهازای هر سهم اسمیِ قرارداد، حتماً یک سهم واقعی خریداری شود.
در پرونده پورشه، بررسیهای دانشگاهی نشان دادهاند که زنجیرهای از قراردادهای مشتقه میان پورشه، Maple Bank و سایر بانکها شکل گرفته بود.
بانکهای حاضر در این زنجیره، برای پوشش ریسک خود سهام واقعی فولکسواگن نگهداری میکردند.
همین مسئله باعث شده بود بخش قابلتوجهی از سهام در اختیار مؤسساتی قرار بگیرد که انگیزه نگهداری آن را برای پوشش ریسک داشتند.
به این ترتیب، سهامی که ظاهراً متعلق به پورشه نبود هم لزوماً بهآسانی در دسترس فروشندگان استقراضی قرار نمیگرفت.
این دقیقاً همان نکتهای است که ماجرای فولکسواگن را برای معاملهگران اختیار معامله ارزشمند میکند:
نکتهی کلیدی
گاهی اثر یک قرارداد مشتقه، فقط به سود و زیان طرفین محدود نمیشود. پوشش ریسک آن قرارداد میتواند عرضه و تقاضای بازار دارایی پایه را هم تغییر دهد.
آیا پورشه عمداً شورت اسکوئیز ایجاد کرد؟
این موضوع همچنان از جنبه تحلیل تاریخی و حقوقی محل بحث بوده است.
پژوهشی منتشرشده در سال ۲۰۲۱ در Journal of Financial Economics استدلال میکند که ساختار معاملات و زمانبندی افشای اطلاعات، با دستکاری بازار ارتباط داشته است.
در مقابل، پورشه در اطلاعیه رسمی خود مسئولیت دستکاری قیمت را رد کرده و افزایش شدید قیمت را به رفتار فروشندگان استقراضی نسبت داده بود.
بنابراین میتوان با اطمینان درباره سازوکار شورت اسکوئیز و نقش قراردادهای مشتقه صحبت کرد، اما نباید ادعای دستکاری عمدی را بدون تفکیک دیدگاهها، یک واقعیت قطعی و اثباتشده معرفی کرد.
تفاوت شورت اسکوئیز و گاما اسکوئیز چیست؟
شورت اسکوئیز و گاما اسکوئیز هر دو میتوانند باعث افزایش شدید قیمت شوند، اما علت اصلی فشار خرید در آنها متفاوت است.
جدول ۱: مقایسه شورت اسکوئیز و گاما اسکوئیز
| ویژگی | شورت اسکوئیز | گاما اسکوئیز |
| منشأ اصلی فشار خرید | بستن موقعیتهای فروش استقراضی | تعدیل پوشش ریسک آپشن |
| بازیگران اصلی | فروشندگان استقراضی | دارندگان موقعیتهای آپشن و پوششدهندگان آنها |
| عامل تشدیدکننده | افزایش زیان موقعیتهای فروش | تغییر دلتا و نیاز به بازتنظیم پوشش |
| ارتباط مستقیم با آپشن | الزامی نیست | بله |
گاما اسکوئیز چطور اتفاق میافتد؟
فرض کنید یک بازارگردان تعداد زیادی اختیار خرید فروخته و برای کاهش ریسک، بخشی از سهام پایه را خریده است.
با افزایش قیمت سهم، ممکن است دلتای اختیارهای خرید بیشتر شود.
در نتیجه، بازارگردانی که در مجموع موقعیت گامای منفی دارد و از پوشش دلتا استفاده میکند، ممکن است برای حفظ پوشش خود به خرید سهام بیشتری نیاز پیدا کند.
اگر این خریدها نسبت به نقدشوندگی بازار بزرگ باشند، میتوانند افزایش قیمت را تشدید کنند.
این یکی از سازوکارهای احتمالی شکلگیری گاما اسکوئیز است.
اما یک نکته مهم وجود دارد: بازارگردانها همیشه در موقعیت گامای منفی نیستند. وقتی موقعیت خالص آنها گامای مثبت باشد، رفتار پوشش ریسک میتواند برعکس عمل کند و حتی نوسانات قیمت را کاهش دهد.
بنابراین هر رشد شدید قیمت در کنار معاملات سنگین اختیار خرید، لزوماً گاما اسکوئیز نیست.
ماجرای فولکسواگن در سال ۲۰۰۸ نمونه شناختهشده شورت اسکوئیز است که موقعیتهای مشتقه در محدود شدن عرضه مؤثر سهام آن نقش داشتند؛ نه اینکه صرف حضور اختیار معامله، آن را به گاما اسکوئیز تبدیل کند.
از کجا بفهمیم یک سهم مستعد شورت اسکوئیز است؟
پیشبینی قطعی شورت اسکوئیز ممکن نیست، اما بررسی چند متغیر میتواند به شناخت شرایط بازار کمک کند.
۱. حجم موقعیتهای فروش استقراضی باز (Short Interest)
اگر تعداد زیادی معاملهگر روی کاهش قیمت یک سهم موقعیت فروش داشته باشند، افزایش غیرمنتظره قیمت میتواند گروه بزرگی از آنها را تحت فشار قرار دهد.
بااینحال، بالا بودن Short Interest بهتنهایی نشانه وقوع قریبالوقوع شورت اسکوئیز نیست.
۲. مقدار سهام قابل معامله و نقدشوندگی
هرچه عرضه مؤثر سهم محدودتر باشد، ورود تقاضای سنگین ممکن است تأثیر بیشتری بر قیمت بگذارد.
به همین دلیل بررسی شناوری سهام بهتنهایی کافی نیست؛ باید به تمرکز مالکیت و شرایط واقعی نقدشوندگی نیز توجه کرد.
۳. نسبت Days to Cover
این نسبت از تقسیم تعداد سهام دارای موقعیت فروش استقراضی باز بر میانگین حجم معاملات روزانه به دست میآید.
مثال عددی
برای مثال، اگر ۲ میلیون سهم در موقعیت فروش استقراضی باز باشد و میانگین حجم معاملات روزانه ۵۰۰ هزار سهم باشد، نسبت Days to Cover برابر ۴ خواهد بود.
این عدد فقط مقیاسی برای مقایسه حجم موقعیتهای فروش با معاملات عادی است؛ به معنی آن نیست که حتماً چهار روز طول میکشد تا تمام موقعیتها بسته شوند.
۴. هزینه قرضگیری و فشار وجه تضمین
افزایش هزینه قرض گرفتن سهم یا درخواست وجه تضمین بیشتر میتواند نگهداری موقعیت فروش را دشوار کند.
۵. انتشار اطلاعات غیرمنتظره
اخبار مربوط به تصاحب شرکت، ساختار مالکیت یا تحولات بنیادی ممکن است محرک اولیه افزایش قیمت باشند.
نکته مهم برای تحلیلگران این است که دادههای Short Interest را با حجم معاملات روزانه فروش استقراضی اشتباه نگیرند؛ این دو شاخص یکسان نیستند.
این ماجرا چه ارتباطی با معاملهگران اختیار معامله ایران دارد؟
شورت اسکوئیز کلاسیک به سازوکار فروش استقراضی متکی است و نمیتوان هر صف خرید یا جهش قیمتی در بورس ایران را نمونهای از آن دانست.
اما مفهوم مهمتری پشت این داستان وجود دارد که برای معاملهگران اختیار معامله ایران هم کاربردی است:
گاهی ریسک اصلی یک موقعیت، نه در تحلیل جهت قیمت، بلکه در تعهدات و محدودیتهای مربوط به نگهداری آن پنهان شده است.
برای مثال، فروشنده اختیار خرید ممکن است با افزایش شدید قیمت دارایی پایه، با زیان قابلتوجه و فشار ناشی از افزایش وجه تضمین مواجه شود.
اگر موقعیت او بدون پوشش مناسب باشد، ریسک میتواند بسیار بزرگ شود.
از طرف دیگر، در بازارهایی با نقدشوندگی محدود، بستن یک موقعیت آپشن با قیمت مورد انتظار همیشه امکانپذیر نیست.
این موضوع بهخصوص زمانی اهمیت پیدا میکند که معاملهگر بخواهد موقعیت را با عجله ببندد، اما سفارشهای کافی در سمت مقابل وجود نداشته باشد.
البته باید میان شورت اسکوئیز، فشار وجه تضمین در فروش اختیار و سازوکار پوشش دلتا تفاوت قائل شد. این پدیدهها یکسان نیستند، هرچند محدودیت نقدینگی و اجبار به تعدیل موقعیت میتواند در همه آنها اهمیت پیدا کند.
سه سؤال مهم پیش از گرفتن یک موقعیت آپشن
قبل از معامله، صرفاً از خودتان نپرسید دارایی پایه قرار است بالا برود یا پایین.
این سه سؤال هم اهمیت دارند:
- اگر قیمت برخلاف انتظار حرکت کند، حداکثر زیان و تعهدات احتمالی موقعیت چقدر خواهد بود؟
- اگر برای نگهداری موقعیت به وجه تضمین بیشتری نیاز پیدا کنم، آیا نقدینگی کافی دارم؟
- اگر بخواهم پیش از سررسید از معامله خارج شوم، آیا عمق بازار و اختلاف قیمت خریدوفروش، خروج با هزینه قابلقبول را ممکن میکند؟
این پرسشها بهخصوص برای موقعیتهای فروش آپشن و استراتژیهای چندپایه اهمیت دارند.
سرانجام ماجرای پورشه و فولکسواگن چه شد؟
داستان سال ۲۰۰۸ به همان جهش عجیب قیمت محدود نماند.
پورشه که برای تصاحب فولکسواگن بدهی سنگینی ایجاد کرده بود، خود نیز با مشکلات تأمین مالی مواجه شد.
برنامه اولیه تصاحب به شکل مورد انتظار پیش نرفت و در نهایت، در سال ۲۰۱۲ بخش عملیاتی خودروسازی پورشه به گروه فولکسواگن ملحق شد.
البته هلدینگ Porsche SE همچنان سهامدار عمده فولکسواگن باقی ماند.
نکته جالب دیگر اینکه قیمت سهام فولکسواگن پس از پایان آن فشار خرید شدید، بخش بزرگی از رشد غیرعادی خود را پس داد.
بنابراین ممکن است برخی فروشندگان استقراضی در تشخیص گران بودن سهم اشتباه نکرده باشند.
اما معاملهگری که در اوج فشار خرید مجبور به بستن موقعیتش شده بود، دیگر نمیتوانست از کاهش قیمت بعدی سود ببرد.
همین موضوع تفاوت مهمی را آشکار میکند:
درست تشخیص دادن ارزش یک دارایی، الزاماً به معنی توانایی کسب سود از آن تحلیل نیست.
بازار میتواند برای مدتی طولانیتر از ظرفیت نقدینگی معاملهگر، برخلاف موقعیت او حرکت کند.
پرسشهای متداول
آیا شورت اسکوئیز همیشه باعث افزایش شدید قیمت میشود؟
خیر. بستن موقعیتهای فروش استقراضی تقاضای خرید ایجاد میکند، اما شدت اثر آن به حجم موقعیتهای باز، نقدشوندگی، عرضه سهام و رفتار سایر معاملهگران بستگی دارد.
آیا با خرید اختیار خرید میتوان از شورت اسکوئیز سود گرفت؟
در صورت افزایش مناسب قیمت دارایی پایه، اختیار خرید ممکن است سودآور شود؛ اما قیمت پرداختشده برای اختیار، نوسان ضمنی، زمان باقیمانده تا سررسید و نقدشوندگی قرارداد نیز تعیینکنندهاند. حتی پیشبینی درست جهت حرکت قیمت، سود معامله را تضمین نمیکند.
آیا شورت اسکوئیز و گاما اسکوئیز میتوانند همزمان اتفاق بیفتند؟
بله. اگر فشار بازخرید فروشندگان استقراضی همزمان با تقاضای خرید ناشی از پوشش ریسک اختیار معامله باشد، این دو سازوکار ممکن است یکدیگر را تقویت کنند؛ اما تشخیص نقش هرکدام نیازمند بررسی دقیق دادههای معاملاتی است.
جمعبندی
شورت اسکوئیز یکی از نمونههای روشن تأثیر ساختار موقعیتهای معاملاتی بر قیمت داراییهاست.
در این پدیده، افزایش قیمت میتواند فروشندگان استقراضی را به خرید مجدد وادار کند و همین خریدها به افزایش بیشتر قیمت منجر شوند.
ماجرای پورشه و فولکسواگن در سال ۲۰۰۸ نشان داد که قراردادهای مشتقه، ساختار مالکیت و محدودیت نقدشوندگی چگونه میتوانند در کنار هم شرایط غیرمنتظرهای ایجاد کنند.
برای معاملهگران اختیار معامله، مهمترین پیام این داستان فقط شناخت اصطلاح Short Squeeze نیست.
بلکه درک این موضوع است که سودآوری یک تحلیل، علاوه بر جهت حرکت قیمت، به ساختار موقعیت، توانایی تأمین وجه تضمین، نقدشوندگی و امکان حفظ معامله نیز بستگی دارد.
منابع
- Porsche SE — Porsche Heads for Domination Agreement, 26 October 2008
- Market Efficiency and Limits to Arbitrage: Evidence from the Volkswagen Short Squeeze — Journal of Financial Economics, 2021
- Detecting the Great Short Squeeze on Volkswagen — Journal of Banking & Finance
- Cboe — What Is Gamma Hedging?
- FINRA — Short Interest: What It Is, What It Is Not
- Porsche SE — Integrated Automotive Group, July 2012
هشدار
این مقاله جنبه آموزشی دارد و توصیهای برای خرید یا فروش اوراق بهادار یا قراردادهای اختیار معامله نیست.
حمیدرضا نظری
مدیر محتوا و رسانه
کارشناس ارشد مدیریت مالی_مالک کانال آپشن رفرنس
دیدگاهها (0 نظر)
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است
اولین نفری باشید که درباره این مقاله نظر میدهد.
دیدگاه خود را بنویسید
حساب کاربری دارید؟ ورود
پاسخ خود را بنویسید