فروش یک اختیار فروش میتواند در مدت دو هفته، پریمیومی معادل ۶٫۶ درصد وجه تضمین اولیه ایجاد کند. عدد جذابی است؛ بهخصوص اگر معاملهگر تصور کند احتمال کسب این سود بسیار بالاست. اما آیا چنین نسبتی واقعاً نشاندهنده بازده مناسب معامله است؟
یکی از ویژگیهای جذاب فروش اختیار فروش یا همان فروش پوت (Short Put) این است که برای سودآور شدن معامله، الزاماً نیازی به رشد قیمت دارایی پایه نداریم. اگر قیمت اعمال پایینتر از قیمت فعلی دارایی باشد، حتی با کاهش محدود قیمت نیز ممکن است فروشنده بتواند کل پریمیوم دریافتی را حفظ کند.
همین ویژگی باعث شده فروش پوت برای بخشی از معاملهگران بازار اختیار معامله، به یکی از روشهای محبوب کسب بازده تبدیل شود. در دورههایی که بازار روند صعودی یا نوسانات محدودی دارد، فروشندگان اختیار ممکن است معاملات موفق متعددی را پشت سر بگذارند و بهتدریج اطمینان بیشتری به استراتژی خود پیدا کنند.
اما در ارزیابی این معاملات، یک پرسش اساسی وجود دارد که گاهی زیر سایه پریمیومهای دریافتی قرار میگیرد: در برابر پولی که امروز دریافت میکنیم، دقیقاً چه ریسکی را پذیرفتهایم و آیا بازار بهای مناسبی بابت آن پرداخت کرده است؟
برای پاسخ، بهتر است بهجای صحبت درباره خطرات فروش پوت بهصورت کلی، یکی از قراردادهای واقعی بازار اختیار معامله ایران را بررسی کنیم.
یک معامله واقعی روی تابلو؛ بررسی طهرم۷۰۶۲
در تاریخ ۱۵ مهر ۱۴۰۵، قرارداد اختیار فروش طهرم۷۰۶۲، مبتنی بر صندوق سرمایهگذاری اهرم، با مشخصات زیر معامله شده است:
جدول ۱: مشخصات قرارداد طهرم۷۰۶۲
| مشخصات قرارداد | مقدار |
| نماد اختیار فروش | طهرم۷۰۶۲ |
| دارایی پایه | صندوق اهرم |
| قیمت پایانی دارایی پایه | ۷۵٬۵۳۶ ریال |
| قیمت اعمال | ۶۲٬۰۰۰ ریال |
| آخرین قیمت معامله اختیار | ۴۳۵ ریال |
| قیمت پایانی اختیار | ۵۴۸ ریال |
| سررسید | ۲۹ مهر ۱۴۰۵ |
| اندازه قرارداد | ۱۰۰۰ واحد |
منابع داده: آرشیو معاملات شاخصبان، اطلاعات صندوق اهرم در فاندای و اطلاعیه مشخصات قراردادهای اختیار معامله بورس تهران.
در این تاریخ، قیمت اعمال اختیار حدود ۱۸ درصد پایینتر از قیمت پایانی دارایی پایه قرار داشت. به بیان دیگر، خریدار اختیار فروش برای آنکه قرارداد در سررسید دارای ارزش ذاتی شود، به کاهش قابلتوجه قیمت صندوق اهرم نیاز داشت.
از نگاه فروشنده، همین فاصله میتواند جذاب باشد. او ممکن است تصور کند تا زمانی که قیمت صندوق چنین کاهشی را تجربه نکند، مبلغ پریمیوم دریافتی را حفظ خواهد کرد.
حالا فرض کنیم معاملهگری توانسته یک قرارداد طهرم۷۰۶۲ را به قیمت ۴۳۵ ریال بفروشد.
با توجه به اندازه هزارواحدی قرارداد، پریمیوم ناخالص دریافتی برابر خواهد بود با:
۴۳۵ × ۱۰۰۰ = ۴۳۵٬۰۰۰ ریال
یعنی ۴۳٬۵۰۰ تومان.
توجه داشته باشیم که قیمت ۴۳۵ ریال، آخرین قیمت معاملهشده در آن روز است، نه قیمت پایانی قرارداد. همچنین ثبت معامله در این قیمت به معنای آن نیست که فروشنده میتوانسته هر تعداد قراردادی را در همان قیمت بفروشد. قیمت قابل اجرا به سفارشهای موجود، عمق بازار و زمان ورود معامله وابسته است.
اگر موقعیت فرضشده تا سررسید باقی بماند و قرارداد بدون ارزش منقضی شود، مبلغ ۴۳٬۵۰۰ تومان حداکثر سود ناخالص فروشنده از خود قرارداد خواهد بود.
اما جذابیت ظاهری معامله زمانی بیشتر میشود که مبلغ پریمیوم را با وجه تضمین اولیه مقایسه کنیم.
وجه تضمین فروش پوت چقدر است و بازده ۶٫۶ درصدی از کجا میآید؟
برای قراردادهای اختیار معامله اهرم با سررسید مهر ۱۴۰۵، ضرایب وجه تضمین A و B بهترتیب ۲۰ و ۱۰ درصد اعلام شدهاند. نسبت حداقل وجه تضمین نیز ۷۰ درصد و ضریب گردکردن ۱۰ هزار ریال بوده است.
مطابق ضوابط وجه تضمین قراردادهای اختیار معامله، برای فروش پوت دو مبنای محاسباتی در نظر گرفته میشود و مبلغ بزرگتر تعیینکننده وجه تضمین اولیه است.
با استفاده از قیمت فروش فرضشده ۴۳۵ ریال، قیمت پایانی ۷۵٬۵۳۶ ریالی صندوق اهرم و مشخصات قرارداد، نتایج زیر به دست میآید:
جدول ۲: وجه تضمین اولیه یک قرارداد فروش پوت
| مبنای محاسبه | مبلغ برای یک قرارداد (ریال) |
| مبنای اول | ۲٬۰۰۶٬۲۰۰ |
| مبنای دوم | ۶٬۶۳۵٬۰۰۰ |
| وجه تضمین اولیه پس از گردکردن | ۶٬۶۴۰٬۰۰۰ |
در نتیجه، نسبت پریمیوم دریافتی به وجه تضمین اولیه محاسباتی برابر است با:
(۴۳۵٬۰۰۰ ÷ ۶٬۶۴۰٬۰۰۰) × ۱۰۰ ≈ ۶٫۵۵ درصد
یعنی حدود ۶٫۶ درصد.
از ۱۵ مهر تا سررسید ۲۹ مهر نیز تنها دو هفته فاصله وجود داشته است.
چنین نسبتی در نگاه اول جذاب به نظر میرسد؛ بهویژه اگر معاملهگر بخواهد آن را با بازده سایر فرصتهای سرمایهگذاری مقایسه کند.
اما اینجا باید سه مفهوم را از یکدیگر جدا کنیم: پریمیوم دریافتی، وجه تضمین و بازده واقعی سرمایهگذاری.
پریمیوم مبلغی است که فروشنده در برابر پذیرش تعهد قرارداد دریافت میکند. وجه تضمین نیز سازوکاری برای پشتیبانی از ایفای این تعهد است؛ نه سقف زیان و نه لزوماً تمام سرمایهای که معاملهگر باید برای مدیریت موقعیت در اختیار داشته باشد.
ضمن اینکه قیمت پایانی اختیار در ۱۵ مهر، ۵۴۸ ریال بوده است. اگر وجه تضمین لازم پایان همان روز را بر مبنای این قیمت و با ثابت فرض کردن سایر پارامترها محاسبه کنیم، مبلغ آن حدود ۶ میلیون و ۷۵۰ هزار ریال خواهد بود.
بنابراین حتی در یک روز معاملاتی، وجه تضمین محاسباتی زمان ورود و وجه تضمین لازم پایان روز ممکن است متفاوت باشند.
نکته عملی دیگر این است که در محاسبات مقرراتی، مبلغ پریمیوم نیز در فرمول وجه تضمین لحاظ میشود و شیوه نمایش وجه بلوکهشده و قدرت خرید موردنیاز میتواند در سامانه کارگزاری متفاوت باشد. از این رو، اعداد فوق محاسبات مبتنی بر ضوابط منتشرشده هستند، نه تأیید مبلغ قابل مشاهده در حساب یک کارگزار مشخص.
پس نسبت ۶٫۶ درصدی برای توصیف پریمیوم به وجه تضمین اولیه مفید است، اما نمیتوان آن را بهتنهایی بازده اقتصادی یا بازده تعدیلشده به ریسک معامله دانست.
برای فهمیدن علت، کافی است طرف دیگر قرارداد را هم محاسبه کنیم.
در مقابل ۴۳٬۵۰۰ تومان پریمیوم، چه تعهدی ایجاد کردهایم؟
قیمت اعمال طهرم۷۰۶۲ برابر ۶۲ هزار ریال و اندازه قرارداد هزار واحد است.
بنابراین ارزش اعمال یک قرارداد برابر خواهد بود با:
۶۲٬۰۰۰ × ۱۰۰۰ = ۶۲٬۰۰۰٬۰۰۰ ریال
یعنی ۶ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان.
این مبلغ به معنای زیان قطعی نیست؛ بلکه ارزش کل تعهد خرید دارایی پایه در صورت اعمال فیزیکی قرارداد را نشان میدهد.
اکنون فرض کنیم قیمت صندوق اهرم در سررسید به ۵۵ هزار ریال کاهش پیدا کند.
در این شرایط، اختیار فروش به ازای هر واحد ۷ هزار ریال ارزش ذاتی خواهد داشت و زیان ناشی از تعهد قرارداد، پیش از کسر پریمیوم دریافتی، به ۷ میلیون ریال میرسد.
با کسر ۴۳۵ هزار ریال پریمیوم، زیان خالص نظری فروشنده برابر میشود با:
۷٬۰۰۰٬۰۰۰ − ۴۳۵٬۰۰۰ = ۶٬۵۶۵٬۰۰۰ ریال
یعنی ۶۵۶٬۵۰۰ تومان زیان در برابر ۴۳٬۵۰۰ تومان پریمیوم اولیه.
در این سناریو، زیان معامله تقریباً ۱۵ برابر مبلغ دریافتی است و از نظر اندازه نیز تقریباً با وجه تضمین اولیه محاسباتی برابری میکند.
البته کاهش قیمت صندوق از محدوده ۷۵ هزار ریال به ۵۵ هزار ریال طی چنین بازه کوتاهی، یک سناریوی تنش محسوب میشود. هدف از طرح آن، پیشبینی وقوع این اتفاق نیست؛ بلکه نشان دادن اندازه زیان در صورت تحقق یک حرکت نامساعد است.
نتیجه معامله در قیمتهای مختلف سررسید
جدول ۳: سود و زیان نظری یک قرارداد فروش پوت در سررسید
| قیمت اهرم در سررسید (ریال) | سود یا زیان خالص یک قرارداد |
| ۸۰٬۰۰۰ | ۴۳٬۵۰۰ تومان سود |
| ۷۵٬۵۳۶ | ۴۳٬۵۰۰ تومان سود |
| ۶۲٬۰۰۰ | ۴۳٬۵۰۰ تومان سود |
| ۶۱٬۵۶۵ | نقطه سربهسر |
| ۶۰٬۰۰۰ | ۱۵۶٬۵۰۰ تومان زیان |
| ۵۵٬۰۰۰ | ۶۵۶٬۵۰۰ تومان زیان |
| ۵۰٬۰۰۰ | ۱٬۱۵۶٬۵۰۰ تومان زیان |
| ۴۰٬۰۰۰ | ۲٬۱۵۶٬۵۰۰ تومان زیان |
اعداد جدول، نتایج نظری موقعیت فروش پوت در سررسید هستند و با فرض اعمال و تسویه مطابق تعهدات قرارداد محاسبه شدهاند. کارمزدها، هزینه تأمین منابع و آثار احتمالی فرآیند اجرایی اعمال و تسویه در آنها لحاظ نشده است.
ساختار سود و زیان کاملاً نامتقارن است. هرچقدر قیمت دارایی پایه افزایش پیدا کند، سود فروشنده از مبلغ پریمیوم بیشتر نخواهد شد؛ در مقابل، با کاهش قیمت به زیر نقطه سربهسر، زیان افزایش مییابد.
البته یک نکته فنی را باید دقیق بیان کرد: زیان نظری فروش پوت روی دارایی با قیمت غیرمنفی، برخلاف فروش اختیار خرید بدون پوشش، نامحدود نیست.
در قرارداد مورد بررسی، اگر قیمت دارایی پایه از نظر نظری به صفر برسد، حداکثر زیان خالص برابر با ۶ میلیون و ۱۵۶ هزار و ۵۰۰ تومان خواهد بود.
اما محدود بودن زیان نظری، به معنای قابلتحمل بودن آن نیست؛ بهخصوص زمانی که معاملهگر برای ایجاد موقعیت، منابعی بسیار کمتر از ارزش اعمال قرارداد اختصاص داده باشد.
آیا فروش پوت با احتمال موفقیت بالا، معامله مناسبی است؟
تا اینجا مشخص شد که زیان فروش پوت میتواند چندین برابر مبلغ پریمیوم باشد. اما آیا این موضوع برای نامناسب دانستن معامله کافی است؟
خیر.
در بازارهای مالی، بزرگ بودن زیان احتمالی بهتنهایی نشاندهنده نامناسب بودن یک فرصت نیست؛ همانطور که احتمال بالای کسب سود نیز بهتنهایی یک مزیت محسوب نمیشود.
آنچه اهمیت دارد، رابطه میان احتمال وقوع نتایج و اندازه سود یا زیان هر نتیجه است.
فرض کنیم معاملهگری طی ده معامله فروش پوت، در ۹ معامله ۵۰۰ هزار تومان سود کرده و در یک معامله ۴ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان زیان دیده باشد.
در این صورت، مجموع سود ۹ معامله موفق دقیقاً برابر زیان معامله دهم خواهد بود.
نرخ موفقیت معاملهگر ۹۰ درصد است، اما خالص عملکرد او پیش از کسر کارمزدها صفر خواهد بود.
این مثال، تفاوت میان «درصد معاملات سودده» و «امید ریاضی» را نشان میدهد.
امید ریاضی (Expected Value) فقط تعداد معاملات موفق را در نظر نمیگیرد؛ بلکه اندازه سودها و زیانها را نیز با احتمال وقوع آنها ترکیب میکند.
برای یک مدل ساده با دو نتیجه، میتوان نوشت:
امید ریاضی = (احتمال سود × میانگین سود) − (احتمال زیان × میانگین زیان)
اما فروش پوت در واقع توزیعی پیوسته از نتایج احتمالی دارد. قیمت دارایی پایه ممکن است در سررسید به مقادیر مختلفی برسد و سود یا زیان قرارداد نیز متناسب با همان قیمت تغییر کند.
بنابراین تحلیل دقیقتر نیازمند برآورد توزیع احتمالی قیمت دارایی پایه است.
یک مثال مهمتر؛ وقتی ۹۵ درصد احتمال موفقیت هم کافی نیست
دوباره به قرارداد طهرم۷۰۶۲ برگردیم.
فرض کنید یک معاملهگر، صرفاً در یک مدل آموزشی سادهشده، معتقد باشد دو نتیجه ممکن است:
- با احتمال ۹۵ درصد، قیمت دارایی پایه در سررسید بالاتر از قیمت اعمال قرار میگیرد و اختیار بدون ارزش منقضی میشود.
- با احتمال ۵ درصد، قیمت دارایی پایه به ۵۰ هزار ریال سقوط میکند و ارزش تعهد فروشنده به ۱۲ هزار ریال برای هر واحد میرسد.
در چنین مدلی، ارزش مورد انتظار تعهد اختیار برابر است با:
(۰٫۹۵ × ۰) + (۰٫۰۵ × ۱۲٬۰۰۰) = ۶۰۰ ریال
در حالی که فروشنده تنها ۴۳۵ ریال پریمیوم دریافت کرده است.
بنابراین امید ریاضی سادهشده معامله، پیش از هزینهها و صرفنظر از ارزش زمانی پول، برابر با منفی ۱۶۵ ریال به ازای هر واحد خواهد بود.
یعنی با وجود احتمال ۹۵ درصدی دریافت کامل پریمیوم، معامله در این مدل امید ریاضی منفی دارد.
حالا اگر احتمال سقوط به ۵۰ هزار ریال را به جای ۵ درصد، ۳ درصد در نظر بگیریم و سایر فرضها را ثابت نگه داریم، ارزش مورد انتظار تعهد به ۳۶۰ ریال کاهش پیدا میکند و امید ریاضی معامله به مثبت ۷۵ ریال میرسد.
این مثال به هیچ عنوان برآورد واقعی احتمال سقوط اهرم نیست. هدف، نشان دادن حساسیت نتیجه معامله به احتمال رخدادهای شدید است.
تفاوت میان یک معامله با امید ریاضی مثبت و منفی، گاهی در احتمال وقوع اتفاقی قرار دارد که در بیشتر روزهای بازار مشاهده نمیکنیم.
از همینجا به یکی از مهمترین مسائل فروش اختیار میرسیم: وقتی ریسک اصلی معامله در رخدادهای کماحتمال و پرهزینه قرار دارد، آیا مدل ما احتمال و شدت آن رخدادها را بهدرستی برآورد میکند؟
چرا معاملهگران حرفهای با وجود این ریسکها پوت میفروشند؟
اگر فروش اختیار چنین ساختار نامتقارنی دارد، چرا معاملهگران حرفهای، صندوقها و برخی مدیران سرمایهگذاری از استراتژیهای فروش اختیار استفاده میکنند؟
پاسخ را باید در مفهوم قیمتگذاری ریسک جستوجو کرد.
فروشنده پوت در برابر دریافت پریمیوم، بخشی از ریسک کاهش قیمت دارایی پایه را میپذیرد. در سمت مقابل، خریدار اختیار ممکن است برای پوشش ریسک پرتفوی یا بهرهبرداری از افت قیمت حاضر باشد مبلغی بابت این حق پرداخت کند.
بنابراین وجود پریمیوم صرفاً یک فرصت درآمدی نیست؛ بخشی از آن میتواند جبران ریسکی باشد که فروشنده بر عهده گرفته است.
یکی از مفاهیم مهم در توضیح بازده استراتژیهای فروش اختیار، صرف ریسک نوسان (Volatility Risk Premium) است.
در بسیاری از دورههای تاریخی بازارهای توسعهیافته، نوسانپذیری ضمنی اختیارها بهطور متوسط بالاتر از نوسانپذیری تحققیافته دارایی پایه بوده است.
برای مثال، اولگ بوندارنکو در پژوهش خود درباره استراتژیهای فروش پوت روی شاخص S&P 500 نشان داد که طی سالهای ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۸، میانگین شاخص نوسانپذیری ضمنی VIX حدود ۱۹٫۳ درصد و میانگین نوسانپذیری تحققیافته حدود ۱۵٫۱ درصد بوده است.
این اختلاف حدود ۴٫۲ واحد درصدی، یکی از شواهد تاریخی وجود صرف ریسک نوسان در بازار اختیار شاخص S&P 500 محسوب میشود.
اما برداشت درست از این پژوهش چیست؟
نه اینکه فروش هر اختیار با IV بالا سودآور است و نه اینکه نوسانپذیری ضمنی همیشه بیش از نوسان واقعی خواهد بود.
در واقع، نوسانپذیری ضمنی میتواند منعکسکننده انتظارات بازار، تقاضای پوشش ریسک و بهای پذیرش رویدادهای نامساعد باشد. بنابراین بالا بودن آن ممکن است به همان اندازه که نشاندهنده پریمیوم جذابتر است، بیانگر ریسک بزرگتری نیز باشد.
از نظر نظری نیز احتمالهای استخراجشده از مدلهای قیمتگذاری اختیار، غالباً تحت معیار احتمال خنثی نسبت به ریسک تعریف میشوند و لزوماً همان احتمالهای واقعی مورد انتظار معاملهگر نیستند.
برای فروشندهای که به دنبال کسب مزیت آماری است، مسئله اصلی تخمین توزیع واقعی بازده، مقایسه آن با قیمت اختیار و بررسی کفایت پریمیوم در برابر ریسک پذیرفتهشده است.
به بیان سادهتر، اختیار گرانقیمت لزوماً اختیار مناسبی برای فروش نیست؛ باید دید در برابر احتمال و اندازه زیانهای احتمالی، واقعاً گران معامله میشود یا خیر.
فروش نظاممند پوت در بلندمدت چه نتیجهای داشته است؟
برای بررسی عملکرد این استراتژی، میتوان به دادههای تاریخی شاخص Cboe S&P 500 PutWrite Index یا PUT مراجعه کرد.
این شاخص، عملکرد یک راهبرد فرضی نظاممند را اندازهگیری میکند که در آن بهصورت ماهانه اختیار فروش نزدیک به قیمت بازار روی شاخص S&P 500 فروخته میشود و منابع پشتیبان در اسناد کوتاهمدت خزانهداری آمریکا نگهداری میشوند.
مطابق گزارش رسمی Cboe تا پایان اوت ۲۰۲۶، عملکرد این راهبرد از ابتدای ژانویه ۲۰۰۷ در مقایسه با شاخص S&P 500 با احتساب سود نقدی چنین بوده است:
جدول ۴: شاخص PUT در برابر S&P 500 (از ژانویه ۲۰۰۷ تا اوت ۲۰۲۶)
| معیار | شاخص PUT | شاخص S&P 500 |
| بازده سالانه مرکب | ۷٫۱٪ | ۱۱٫۰٪ |
| نوسان سالانه | ۱۰٫۷٪ | ۱۵٫۴٪ |
| حداکثر افت سرمایه | −۳۲٫۷٪ | −۵۰٫۹٪ |
| نسبت شارپ | ۰٫۵۲ | ۰٫۶۱ |
نتایج جالباند.
راهبرد فروش پوت در این دوره نوسان سالانه و حداکثر افت سرمایه کمتری نسبت به شاخص سهام داشته است، اما بازده مرکب و حتی نسبت شارپ آن نیز پایینتر بوده است.
در واقع، کاهش نوسان بهتنهایی به معنای برتری عملکرد تعدیلشده به ریسک نیست.
برای روشنتر شدن موضوع، عملکرد دو سال متفاوت را بررسی کنیم.
در سال ۲۰۲۰، بازده شاخص PUT حدود ۲٫۱ درصد و بازده شاخص S&P 500 با احتساب سود نقدی حدود ۱۸٫۴ درصد بود.
در مقابل، در سال ۲۰۲۲ که بازار سهام آمریکا افت قابلتوجهی را تجربه کرد، شاخص PUT حدود ۷٫۷ درصد کاهش یافت؛ در حالی که افت شاخص سهام حدود ۱۸٫۱ درصد بود.
این تفاوت بخشی از ماهیت استراتژی را نشان میدهد.
فروشنده پوت در برابر دریافت پریمیوم، از بخشی از رشد احتمالی بازار صرفنظر میکند. بنابراین در دورههایی که بازار رشد شدیدی دارد، ممکن است عملکرد او از خرید مستقیم دارایی پایه عقب بماند.
از طرف دیگر، در برخی دورههای نزولی، پریمیومهای دریافتی میتوانند بخشی از زیان را جبران کنند؛ هرچند افت شدید بازار همچنان ممکن است زیان قابلتوجهی ایجاد کند.
البته این نتایج مربوط به شاخصی با قواعد مشخص، وثیقه نقدی و ساختار معاملاتی بازار آمریکا هستند. بنابراین نباید آنها را معادل عملکرد واقعی فروشندگان اختیار در بازار ایران دانست.
همچنین پژوهش تاریخی بوندارنکو که از مزایای تعدیلشده به ریسک فروش پوت در دورهای طولانیتر صحبت میکند، با دادههای این جدول تناقضی ندارد؛ زیرا دورههای بررسی، شرایط بازار و معیارهای مقایسه متفاوتاند.
در نتیجه، فروش نظاممند پوت میتواند در بعضی دورهها عملکرد جذابی داشته باشد، اما برتری آن نسبت به خرید مستقیم دارایی یا سایر استراتژیها یک ویژگی همیشگی نیست.
ریسک فروش پوت فقط به قیمت دارایی پایه در سررسید محدود نمیشود
تا اینجا محاسبات را بر اساس نگهداری قرارداد تا سررسید انجام دادیم؛ اما بسیاری از فروشندگان اختیار، موقعیتهای خود را پیش از سررسید میبندند یا تعدیل میکنند.
در چنین شرایطی، تغییر ارزش اختیار اهمیت پیدا میکند.
فرض کنید معاملهگری یک اختیار فروش را به قیمت ۴۳۵ ریال فروخته است. چند روز بعد، در اثر افزایش نگرانی بازار و رشد نوسانپذیری ضمنی، قیمت اختیار به ۱۲۰۰ ریال میرسد.
اگر فروشنده در این قیمت موقعیت خود را بازخرید کند، پیش از هزینه معاملات، به ازای هر واحد ۷۶۵ ریال زیان شناسایی خواهد کرد.
برای یک قرارداد هزارواحدی، این مبلغ معادل ۷۶ هزار و ۵۰۰ تومان است.
نکته این است که برای چنین تغییری الزاماً لازم نیست قیمت دارایی پایه به نقطه سربهسر سررسید رسیده باشد.
ارزش اختیار پیش از سررسید علاوه بر قیمت دارایی پایه، به نوسانپذیری ضمنی، زمان باقیمانده و سایر متغیرهای قیمتگذاری وابسته است.
موقعیت فروش پوت معمولاً وگای منفی دارد؛ یعنی افزایش نوسانپذیری ضمنی، با ثابت بودن سایر شرایط، ارزش موقعیت فروشنده را کاهش میدهد.
در مقابل، فروشنده معمولاً از فرسایش ارزش زمانی اختیار منتفع میشود؛ ویژگیای که با تتای مثبت موقعیت فروش ارتباط دارد.
اما این دو اثر همیشه یکدیگر را خنثی نمیکنند.
بهویژه نزدیک سررسید، زمانی که گامای برخی اختیارها افزایش پیدا میکند، تغییرات قیمت دارایی پایه ممکن است حساسیت موقعیت را بهسرعت تغییر دهد.
بنابراین تتای مثبت را نباید با درآمد روزانه تضمینشده اشتباه گرفت.
فروشنده اختیار در برابر منفعت ناشی از گذشت زمان، ریسک حرکت نامساعد دارایی پایه و تغییر انتظارات نوسانی بازار را نیز میپذیرد.
آیا داشتن وجه تضمین کافی به معنای مدیریت ریسک است؟
یکی از مهمترین تفاوتهای فروش حرفهای اختیار با معاملهگری بدون برنامه، در مدیریت سرمایه و نقدینگی آشکار میشود.
به مثال طهرم۷۰۶۲ برگردیم.
فرض کنیم معاملهگری به جای یک قرارداد، ۱۰۰ قرارداد اختیار فروش ایجاد کرده است.
در این صورت، پریمیوم دریافتی او حدود ۴ میلیون و ۳۵۰ هزار تومان و وجه تضمین اولیه محاسباتی نزدیک به ۶۶ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان خواهد بود.
اما ارزش اعمال کل موقعیت به ۶۲۰ میلیون تومان میرسد.
اگر دارایی پایه در سررسید به ۵۵ هزار ریال کاهش پیدا کند، زیان خالص نظری این ۱۰۰ قرارداد به حدود ۶۵ میلیون و ۶۵۰ هزار تومان خواهد رسید.
بنابراین معاملهگری که تنها به موجودی لازم برای ایجاد موقعیت توجه کرده، ممکن است در شرایط نامساعد با زیانی نزدیک به کل وجه تضمین اولیه روبهرو شود.
از سوی دیگر، افزایش قیمت اختیار و تغییر قیمت دارایی پایه میتوانند پیش از سررسید، وجه تضمین لازم را افزایش دهند.
اگر موجودی حساب عملیاتی از حداقل مقرر کمتر شود، اخطاریه افزایش وجه تضمین صادر خواهد شد و معاملهگر باید طبق ضوابط مربوط، کسری را جبران کند یا از موقعیتهای تعهدی خود بکاهد.
ممکن است تحلیل معاملهگر درباره قیمت دارایی پایه در سررسید درست باشد، اما به دلیل محدودیت نقدینگی امکان نگهداری موقعیت تا آن زمان را نداشته باشد.
اینجاست که باید بین دو مفهوم تفاوت قائل شویم: ریسک نهایی قرارداد و ریسک توانایی نگهداری آن تا سررسید.
حتی معاملهای با امید ریاضی مثبت ممکن است برای سرمایهگذاری که توان تحمل افت سرمایه، افزایش تضمین یا تأمین نقدینگی اضطراری را ندارد، انتخاب نامناسبی باشد.
نکتهی کلیدی
در حقیقت، اندازه موقعیت میتواند یک معامله با قیمتگذاری مناسب را به تصمیمی نامناسب برای پرتفوی تبدیل کند.
فروش پوت با پشتوانه نقدی چه تفاوتی ایجاد میکند؟
یکی از روشهای مدیریت تعهد فروش اختیار، اختصاص منابع نقدی کافی برای ایفای تعهد احتمالی خرید دارایی پایه است؛ روشی که با عنوان Cash-Secured Put شناخته میشود.
در مثال مورد بررسی، معاملهگر میتواند منابعی معادل ارزش اعمال قرارداد، یعنی ۶ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان، برای پشتیبانی از تعهد کنار بگذارد.
در این حالت، پریمیوم ۴۳ هزار و ۵۰۰ تومانی تنها حدود ۰٫۷ درصد ارزش اعمال قرارداد است.
این نسبت نیز معیار کاملی از بازده اقتصادی نیست، اما نشان میدهد که انتخاب مبنای محاسبه سرمایه چگونه میتواند تصویر بازده را تغییر دهد.
در فروش پوت با پشتوانه نقدی، معاملهگر معمولاً برای خرید دارایی پایه در صورت اعمال قرارداد، نیاز کمتری به تأمین اضطراری منابع خواهد داشت.
با این حال، کاهش ارزش دارایی همچنان میتواند زیان اقتصادی ایجاد کند.
به بیان دیگر، داشتن پشتوانه نقدی ریسک افت قیمت را حذف نمیکند؛ بلکه بخشی از ریسک تأمین نقدینگی و اجرای تعهد را کاهش میدهد.
این روش میتواند برای سرمایهگذاری که واقعاً تمایل دارد دارایی مشخصی را در قیمت اعمال خریداری کند قابل بررسی باشد، اما همچنان باید ارزش بنیادی دارایی، قیمت اعمال و احتمال کاهش بیشتر قیمت را ارزیابی کند.
نکته مهم دیگر این است که فروش پوت با پشتوانه نقدی، دقیقاً معادل ثبت یک سفارش خرید محدود نیست. فروشنده اختیار در برابر پریمیوم، تعهدی ایجاد میکند که تا زمان خاتمه قانونی موقعیت برقرار میماند؛ در حالی که سفارش خرید اجرانشده معمولاً طبق ضوابط بازار قابل لغو است.
آیا اسپرد اعتباری فروش پوت راهحل بهتری است؟
برای کاهش ریسک، لزوماً نباید میان فروش پوت بدون پوشش و کنار گذاشتن معامله یکی را انتخاب کنیم.
یکی از جایگزینهای قابل بررسی، اسپرد اعتباری فروش پوت یا Bull Put Spread است.
در این راهبرد، معاملهگر همزمان با فروش یک اختیار فروش با قیمت اعمال بالاتر، اختیار فروش دیگری با قیمت اعمال پایینتر و سررسید یکسان خریداری میکند.
برای مثال، در سررسید مهر ۱۴۰۵ صندوق اهرم، قراردادهای طهرم۷۰۶۲ با قیمت اعمال ۶۲ هزار ریال و طهرم۷۰۶۱ با قیمت اعمال ۵۶ هزار ریال وجود داشتهاند.
بنابراین از نظر ساختار قراردادها، میتوان فروش اختیار اول و خرید اختیار دوم را در قالب یک اسپرد اعتباری بررسی کرد.
فاصله قیمتهای اعمال برابر ۶ هزار ریال به ازای هر واحد است.
اگر اسپرد با پریمیوم خالص مثبت ایجاد شود، حداکثر سود نظری برابر همان پریمیوم خالص دریافتی خواهد بود. حداکثر زیان نظری سررسید نیز برابر فاصله دو قیمت اعمال، منهای پریمیوم خالص است.
البته برای محاسبه دقیق سود و زیان یک اسپرد واقعی، باید قیمتهای قابل اجرای هر دو پایه در یک لحظه مشخص، هزینه معاملات و شرایط عملیاتی اعمال و تسویه را در اختیار داشته باشیم.
بدون این دادهها نمیتوان تنها با مشاهده وجود دو نماد، بازده یک استراتژی اجرایی را محاسبه کرد.
در بازار ایران نیز شناسایی راهبردهای ترکیبی توسط سامانه و کارگزار، نحوه تخصیص وجه تضمین و فرآیند اعمال هر دو پایه میتواند بر نیاز نقدینگی و اجرای استراتژی تأثیر بگذارد.
مزیت اصلی اسپرد اعتباری این است که معاملهگر در ازای واگذاری بخشی از پریمیوم، ساختار مشخصتری از حداکثر زیان نظری ایجاد میکند.
اما این مزیت به معنای بهتر بودن همیشگی اسپرد نیست. جذابیت آن همچنان به قیمت خرید اختیار محافظ، فاصله قیمتهای اعمال، نقدشوندگی و ارزیابی ریسک بستگی دارد.
یک ریسک کمتر دیدهشده؛ وقتی چند پوت متفاوت در واقع یک ریسک مشترک دارند
فرض کنیم معاملهگری به جای فروش تعداد زیادی اختیار روی یک نماد، موقعیتهای فروش پوت خود را میان چند سهم و صندوق تقسیم کرده است.
در نگاه اول، پرتفوی او متنوعتر به نظر میرسد.
اما اگر بیشتر این داراییها نسبت به ریزش عمومی بازار حساس باشند، ممکن است در شرایط نامساعد همزمان کاهش قیمت را تجربه کنند.
در چنین شرایطی، نهتنها زیان موقعیتها با هم افزایش پیدا میکند، بلکه افزایش وجه تضمین و نیاز به نقدینگی نیز میتواند بهصورت همزمان اتفاق بیفتد.
این مسئله برای فروشندگان اختیار اهمیت زیادی دارد؛ زیرا ممکن است بخش بزرگی از سودهای گذشته آنها در دورههایی حاصل شده باشد که بازار رفتار نسبتاً آرامی داشته است.
مدلی که صرفاً بر مبنای همبستگیهای تاریخی دورههای آرام ساخته شده، ممکن است شدت حرکت همزمان داراییها در دورههای بحرانی را دستکم بگیرد.
بنابراین، ریسک کل پرتفوی فروش اختیار را نباید فقط از جمع وجه تضمین یا تعداد قراردادهای هر نماد به دست آورد.
معاملهگر باید بررسی کند که اگر چند دارایی به طور همزمان دچار افت قیمت و افزایش نوسانپذیری شوند، چه مقدار زیان و چه میزان نیاز به نقدینگی برای کل پرتفوی ایجاد خواهد شد.
این مسئله بهویژه زمانی اهمیت دارد که برای تأمین وجه تضمین از ظرفیت بالای سرمایه استفاده شده باشد.
پیش از فروش یک اختیار، چگونه بفهمیم معامله واقعاً ارزش دارد؟
اگر بخواهیم از مباحث قبلی یک روش تصمیمگیری استخراج کنیم، بهتر است ارزیابی فروش پوت را به چند مرحله مرتبط تقسیم کنیم.
نخست باید قیمت اختیار را در برابر توزیع احتمالی قیمت دارایی پایه قرار دهیم. در این مرحله، صرفاً دانستن احتمال منقضیشدن اختیار بدون ارزش کافی نیست. باید مشخص شود در سناریوهای مختلف، چه مقدار سود یا زیان ایجاد میشود.
مرحله بعد، بررسی قیمتگذاری اختیار است. نوسانپذیری ضمنی، سررسید، قیمت اعمال و ریسکهای خاص دارایی پایه باید در کنار یکدیگر تحلیل شوند تا بتوان درباره مناسب بودن پریمیوم دریافتی قضاوت کرد.
در مرحله سوم، اندازه تعهد و اثر موقعیت بر کل پرتفوی اهمیت دارد. معاملهای که بهتنهایی قابلقبول به نظر میرسد، ممکن است در ترکیب با سایر موقعیتهای باز، ریسک نامتناسبی ایجاد کند.
سپس باید مسئله نقدشوندگی را بررسی کنیم. آخرین قیمت معامله الزاماً قیمت قابل اجرای ما نیست و ممکن است در زمان خروج، فاصله قیمت خرید و فروش یا کمبود سفارشهای سمت مقابل هزینه قابلتوجهی تحمیل کند.
در نهایت، شرایط اعمال، شیوه تسویه، وجه تضمین و منابع لازم برای ایفای تعهد باید مشخص باشند.
برای مثال، در قراردادهای اهرم با سررسید ۲۹ مهر ۱۴۰۵، سبک اعمال اروپایی، اعمال غیرخودکار و امکان تسویه فیزیکی در سررسید اعلام شده بود. تسویه نقدی نیز در صورت توافق طرفین پیشبینی شده بود.
بنابراین، محاسبه نمودار سود و زیان نظری، جایگزین آشنایی با فرآیند اجرایی اعمال و تسویه نیست.
نکته مهم این است که بررسی این عوامل، یک مرحله تشریفاتی پس از انتخاب معامله نیست. خودِ انتخاب معامله باید حاصل همین ارزیابیها باشد.
جمعبندی؛ فروش پوت را برای دریافت پریمیوم انجام میدهیم یا کسب بازده مناسب؟
فروش اختیار فروش بهخودیخود نه یک استراتژی نامناسب است و نه راهی تضمینشده برای کسب درآمد مستمر.
شواهد تاریخی نشان میدهند فروش نظاممند اختیار میتواند در برخی بازارها و دورهها بازده مثبت و حتی عملکرد مناسبی از نظر برخی معیارهای تعدیلشده به ریسک ایجاد کند.
اما این موضوع به قیمت اختیار، ریسک دارایی پایه، روش اجرای استراتژی و مدیریت سرمایه وابسته است.
بررسی قرارداد طهرم۷۰۶۲ نشان داد چگونه دریافت ۴۳ هزار و ۵۰۰ تومان پریمیوم میتواند در نگاه اول معادل حدود ۶٫۶ درصد وجه تضمین اولیه محاسباتی باشد، اما همان موقعیت در یک سناریوی نامساعد زیانی چندین برابر مبلغ دریافتی ایجاد کند.
این مثال ثابت نمیکند فروش طهرم۷۰۶۲ در آن تاریخ معامله بدی بوده است. برای چنین قضاوتی باید احتمال رخدادهای مختلف، ارزش مورد انتظار تعهد، هزینه معاملات و وضعیت واقعی بازار نیز برآورد شوند.
اما یک نتیجه روشن است: نمیتوان تنها از روی پریمیوم، وجه تضمین یا درصد معاملات موفق، درباره کیفیت یک استراتژی فروش اختیار قضاوت کرد.
حتی امید ریاضی مثبت نیز بهتنهایی کافی نیست؛ زیرا معاملهای که در بلندمدت دارای مزیت آماری است، ممکن است به دلیل اندازه نامناسب موقعیت یا محدودیت نقدینگی، برای یک معاملهگر مشخص قابلتحمل نباشد.
از این منظر، تفاوت معاملهگر حرفهای با کسی که صرفاً به دنبال تکرار سود دیگران است، الزاماً در نوع استراتژی انتخابشده نیست؛ بلکه در کیفیت قیمتگذاری ریسک، نحوه تخصیص سرمایه و توانایی مدیریت سناریوهای نامساعد است.
در فروش پوت، پریمیوم دریافتی فقط یک طرف معامله است. طرف دیگر، ریسکی است که در ازای آن پذیرفتهایم.
بنابراین سؤال اصلی پیش از ایجاد هر موقعیت فروش اختیار نباید صرفاً این باشد که «چقدر پریمیوم میگیرم؟»
باید بپرسیم:
«آیا مبلغی که دریافت میکنم، در برابر احتمال و اندازه زیانهای احتمالی، هزینه معاملات و سرمایهای که در معرض ریسک قرار میدهم، واقعاً ارزش پذیرش این تعهد را دارد؟»
پاسخ به همین پرسش است که فروش پوت را از دریافت صرفِ پریمیوم به یک تصمیم حرفهای مبتنی بر قیمتگذاری و مدیریت ریسک تبدیل میکند.
پرسشهای متداول درباره فروش پوت
آیا فروش پوت بدون پوشش همیشه خطرناک است؟
فروش پوت بدون اختصاص کامل منابع نقدی، ریسک تأمین نقدینگی و افزایش وجه تضمین را بیشتر میکند. اما نمیتوان همه این معاملات را بدون توجه به قیمت اختیار، اندازه موقعیت و وضعیت پرتفوی نامناسب دانست. معاملهگر باید زیانهای احتمالی و ظرفیت تأمین تعهدات را ارزیابی کند.
آیا زیان فروش پوت نامحدود است؟
خیر. در اختیار فروش متعارف روی دارایی با قیمت غیرمنفی، حداکثر زیان نظری در سررسید محدود به ارزش اعمال قرارداد منهای پریمیوم دریافتی است. با این حال، این مبلغ ممکن است بسیار بزرگتر از وجه تضمین اولیه باشد.
آیا بالا بودن IV دلیل مناسبی برای فروش پوت است؟
خیر. نوسانپذیری ضمنی بالا میتواند نشانه دریافت پریمیوم بیشتر باشد، اما ممکن است بازتاب احتمال یا شدت بالاتر حرکتهای نامساعد قیمت نیز باشد. برای تصمیمگیری باید قیمت اختیار با توزیع احتمالی بازده و ریسکهای دارایی پایه مقایسه شود.
آیا میتوان پریمیوم را بر وجه تضمین تقسیم کرد و بازده معامله را به دست آورد؟
این نسبت برای سنجش پریمیوم در مقایسه با وجه تضمین اولیه کاربرد دارد، اما معادل بازده تحققیافته یا بازده اقتصادی تعدیلشده به ریسک نیست. هزینه معاملات، منابع پشتیبان، افزایش احتمالی وجه تضمین و زیانهای احتمالی نیز اهمیت دارند.
فروش پوت بهتر است یا اسپرد اعتباری فروش پوت؟
پاسخ به قیمت اختیارها، شرایط بازار و ظرفیت پذیرش ریسک بستگی دارد. اسپرد اعتباری معمولاً سقف زیان نظری مشخصتری ایجاد میکند، اما در مقابل بخشی از پریمیوم بالقوه صرف خرید اختیار محافظ میشود.
منابع و مستندات
- بورس تهران، اطلاعیه آغاز دوره معاملاتی اختیار خرید و فروش اهرم با سررسید مهر ۱۴۰۵. شامل اندازه قرارداد، قیمتهای اعمال، ضرایب وجه تضمین و شرایط اعمال و تسویه. بازنشر در شاخصبان:
https://www.shakhesban.com/stocks/messages/274830 - شاخصبان، آرشیو معاملات طهرم۷۰۶۲. دادههای قیمت، حجم و معاملات روز ۱۵ مهر ۱۴۰۵:
https://www.shakhesban.com/markets/option/طهرم7062/history - فاندای، اطلاعات صندوق سرمایهگذاری اهرم. قیمت پایانی و دادههای دارایی پایه:
https://fundai.ir/company/ahrom - ضوابط وجه تضمین قرارداد اختیار معامله در بورس اوراق بهادار تهران و فرابورس ایران. متن مقررات منتشرشده در دنیای بورس:
https://donyayebourse.com/files/untitled%20folder/ابلاغ%20جدید.pdf - Cboe Global Markets. Cboe S&P 500 PutWrite Index Factsheet. August 31, 2026. آمار بازده، نوسان، افت سرمایه و نسبت شارپ:
https://cdn.cboe.com/resources/indices/factsheet/CboeGlobalIndices_PUT-Index.pdf - Bondarenko O. Historical Performance of Put-Writing Strategies. 2019. پژوهش عملکرد تاریخی استراتژیهای فروش اختیار و صرف ریسک نوسان:
https://papers.ssrn.com/sol3/papers.cfm?abstract_id=3393940 - The Options Industry Council. Cash-Secured Put. توضیح ساختار، ریسکها و شیوه تأمین تعهد فروش اختیار با پشتوانه نقدی:
https://www.optionseducation.org/strategies/all-strategies/cash-secured-put - The Options Industry Council. Bull Put Spread (Credit Put Spread). ساختار سود و زیان اسپرد اعتباری فروش پوت:
https://prd-web.optionseducation.org/strategies/all-strategies/bull-put-spread-credit-put-spread
یادداشت روششناسی و هشدار
یادداشت روششناسی: دادههای تابلو مربوط به ۱۵ مهر ۱۴۰۵ هستند. محاسبات وجه تضمین بر اساس پارامترهای منتشرشده و فرض فروش در آخرین قیمت ثبتشده انجام شدهاند؛ این فرض به معنای تأیید انجام یک معامله مشخص یا مبلغ نمایشدادهشده در پنل کارگزاری نیست. سناریوهای قیمتی و احتمالاتی مقاله نیز آموزشیاند و نتایج بکتست تاریخی بازار ایران محسوب نمیشوند.
این مقاله صرفاً جنبه آموزشی و تحلیلی دارد و توصیه به خرید یا فروش قرارداد مشخصی نیست.
حمیدرضا نظری
مدیر محتوا و رسانه
کارشناس ارشد مدیریت مالی_مالک کانال آپشن رفرنس
دیدگاهها (21 نظر)
یه سؤالی دارم؛ فرض کنیم پوتی رو فروختیم و بازار شروع کرد به ریختن، ولی هنوز با قیمت اعمال فاصله داریم. به نظرتون باید به تحلیل اولیه پایبند بمونیم یا وقتی قیمت اختیار چند برابر شد، حتی با ضرر موقعیت رو ببندیم؟ خودتون چه معیاری برای این تصمیم دارید؟
من صرفاً چند برابر شدن قیمت اختیار رو ملاک خروج نمیدونم. بیشتر نگاه میکنم ببینم تحلیلی که باهاش وارد معامله شدم هنوز معتبره یا نه. فاصله تا قیمت اعمال، زمان باقیمونده و احتمال نیاز به وجه تضمین بیشتر هم مهمه. اگه شرایط بازار عوض شده باشه و ریسک معامله از چیزی که اول قبول کردم بیشتر بشه، ترجیح میدم با ضرر خارج بشم. اینکه هنوز به قیمت اعمال نرسیدیم، دلیل کافی برای نگه داشتن موقعیت نیست.
یه چیزی که تو فروش پوت همیشه ذهن منو درگیر میکنه اینه که ما معمولاً ۱۰ تا معامله خوب انجام میدیم، بعد یه ریزش میاد سود همه رو میبره. واقعاً چطور میشه فهمید داریم از بازار پول درمیاریم یا فقط داریم ریسکی رو جمع میکنیم که هنوز اتفاق نیفتاده؟
با شمردن تعداد معاملات سودده نمیشه فهمید استراتژی واقعاً سودسازه یا نه. باید ببینیم تو ریزشهای سنگین چقدر ممکنه ضرر کنیم و اون ضرر معادل سود چند تا معامله موفقه. عملکرد فروش پوت رو هم باید تو دورههای صعودی و نزولی با هم بررسی کنیم. اگه با یه ریزش معمول بازار سود چند ماه از بین میره، احتمالاً داریم در ازای یه پریمیوم نسبتاً کم، ریسک زیادی قبول میکنیم.
شما تو مقاله احتمال ریزش ۳ درصد و ۵ درصد رو مثال زدید. خب مسئله دقیقاً همینه؛ منِ معاملهگر از کجا بفهمم احتمال واقعی اون ریزش ۳ درصده یا ۵ درصد؟ چون همین اختلاف کوچیک کل نتیجه معامله رو عوض میکنه.
احتمال واقعی رو هیچکس نمیتونه دقیق بدونه. اون ۳ و ۵ درصد هم برای نشون دادن حساسیت نتیجه معاملهست. میشه با بررسی ریزشهای قبلی و نوسانات سهم یه تخمین زد، ولی تضمینی نیست که بازار مثل گذشته رفتار کنه. برای همین بهتره معامله رو با چند احتمال مختلف بررسی کنیم. اگه با تغییر احتمال ریزش از ۳ به ۵ درصد کل سود مورد انتظارمون از بین میره، شاید اصلاً اون معامله ارزش ریسکش رو نداشته باشه.
من یه جا با این بحث وجه تضمین مشکل دارم. وقتی کارگزاری با ۶۰۰ هزار تومن اجازه میده تعهد چند میلیونی ایجاد کنیم، طبیعیه خیلیها همون ۶۰۰ هزار تومن رو مبنای بازده حساب کنن. به نظرتون ایراد از برداشت معاملهگره یا خود ساختار وجه تضمین هم باعث این تصور اشتباه میشه؟
به نظرم هر دو تا حدی نقش دارن. وجه تضمین باعث میشه با پول کمتر تعهد بزرگتری ایجاد کنیم و همین بازده رو ظاهراً جذاب نشون میده. ولی مسئله اینه که اون ۶۰۰ هزار تومن سقف ضرر ما نیست، فقط پولیه که برای باز کردن موقعیت لازم داریم. پس میشه بازده رو نسبت به وجه تضمین حساب کرد، ولی اگه ریسک کل تعهد رو نبینیم، داریم تصویر اشتباهی از معامله به خودمون میدیم.
من درست متوجه نشدم؛ اگه پوت بفروشم و قیمت سهم بیاد پایین ولی هنوز به قیمت اعمال نرسیده باشه، ممکنه بازم تو ضرر باشم
آره، ممکنه. چون سود و ضررت فقط به قیمت اعمال بستگی نداره. فرض کن یه پوت رو ۲۰۰ تومن فروختی، بعد سهم افت کرده و قیمت همون پوت رسیده به ۳۵۰ تومن. اگه بخوای همون موقع موقعیتت رو ببندی، ۱۵۰ تومن ضرر میکنی، حتی اگه سهم هنوز به قیمت اعمال نرسیده باشه. البته اگه تا سررسید نگه داری و پوت خارج از پول تموم بشه، کل پریمیوم برات میمونه.
اگه من پول کافی برای خرید سهم تو قیمت اعمال داشته باشم، دیگه فروش پوت چه ریسکی داره؟ نهایتش سهم رو میخرم دیگه، درسته؟
خب ریسک اصلی همین خرید سهمه. فرض کن پوت با قیمت اعمال ۱۰۰۰ تومن فروختی و سهم تا سررسید رسیده به ۶۰۰ تومن. اگه اعمال بشه، مجبوری سهمی رو که تو بازار ۶۰۰ تومن میارزه، ۱۰۰۰ تومن بخری. پریمیومی هم که گرفتی فقط یه بخشی از ضررت رو جبران میکنه. پس داشتن پول کافی ریسک کمبود نقدینگی رو کمتر میکنه، نه ریسک ضرر معامله رو.
یه سؤال؛ اگه قیمت اختیار بعد از فروش دو برابر بشه ولی من نخوام موقعیتم رو ببندم، کارگزاری میتونه مجبورم کنه پول بیشتری به حساب اضافه کنم؟
بله، کارگزاری میتونه ازت وجه تضمین بیشتری بخواد. البته صرف دو برابر شدن قیمت اختیار لزوماً به معنی کال مارجین شدن نیست. وجه تضمین هر روز دوباره محاسبه میشه و اگه موجودیت از حداقل لازم کمتر بشه، اخطار میگیری. اگه هم تو مهلت مشخص حساب رو شارژ نکنی یا موقعیت رو نبندی، کارگزاری میتونه خودش موقعیتت رو ببنده، حتی با ضرر.
فرض کنیم یه کال واقعاً اورولیو شده و تصمیم بگیریم بفروشیمش. اگه بعدش سهم یه رشد سنگین بکنه، ممکنه با وجود اینکه تشخیصمون درباره گرون بودن قرارداد درست بوده، باز هم ضرر کنیم؟ پس این اختلاف قیمت تئوریک و بازار دقیقاً چه مزیتی برای فروشنده ایجاد میکنه؟
بله، ممکنه تشخیصت درست باشه ولی باز هم ضرر کنی. اورولیو بودن فقط یعنی قرارداد نسبت به ارزشی که براش حساب کردیم گرونتر معامله میشه، نه اینکه حتماً قراره قیمتش بریزه. مزیت فروشنده اینه که پریمیوم بیشتری میگیره و یه حاشیه امن نسبی داره. ولی اگه سهم یه رشد سنگین بکنه، اون اختلاف قیمت دیگه جلوی ضررش رو نمیگیره. برای همین فروش کال بدون پوشش، حتی اگه قرارداد گرون باشه، میتونه حسابی دردسرساز بشه.
تو مقاله گفتید میشه آپشن گرون رو فروخت و آپشن ارزونتر رو خرید و اسپرد ساخت. ولی اگه هر دو قرارداد IV بالایی داشته باشن، از کجا بفهمیم کدوم واقعاً گرونتره؟ صرف اینکه یکی پریمیوم بیشتری داره که دلیل نمیشه اورولیوتر باشه.
ببین صرف بالا بودن IV هم دلیل نمیشه بگیم یه قرارداد گرونه. باید ببینیم نسبت به بقیه قراردادهای همسررسید چطور قیمت خورده. ممکنه IV هر دو بالا باشه، ولی یکی نسبت به قیمت اعمالش گرونتر از چیزی باشه که انتظار داریم. البته این اختلاف باید اونقدر باشه که بعد از هزینه معامله و اختلاف قیمت خرید و فروش، هنوز ارزش گرفتن اسپرد رو داشته باشه.
یه نکته درباره همین طهرم۷۰۶۲؛ آخرین معامله ۴۳۵ ریال بوده ولی قیمت پایانی ۵۴۸ ریال. ما وقتی میخوایم بازده فروش پوت رو حساب کنیم، چقدر میتونیم روی آخرین قیمت معامله حساب باز کنیم؟ ممکن نیست روی کاغذ یه بازده جذاب ببینیم، ولی وقتی بخوایم واقعاً موقعیت فروش بگیریم، اصلاً خریداری با اون قیمت نباشه؟
دقیقاً همینطوره. آخرین معامله فقط نشون میده یه نفر قبلاً با اون قیمت معامله کرده، نه اینکه الان هم خریداری با همون قیمت وجود داشته باشه. برای محاسبه بازده فروش پوت باید قیمت بهترین خریدار و حجم سفارشها رو ببینیم. وگرنه ممکنه روی کاغذ سود خوبی حساب کنیم، ولی موقع فروش ببینیم اصلاً کسی حاضر نیست اون قیمت ازمون بخره.
مقاله بسیار جالبی بود .البته بیشتر شبیه کتاب بود تا مقاله .
دیدگاه خود را بنویسید
حساب کاربری دارید؟ ورود
پاسخ خود را بنویسید