فرض کنید گزارش سهماهه یک شرکت منتشر شده است.
معاملهگر سود هر سهم را میبیند، آن را در عدد ۴ ضرب میکند و به کل سال تعمیم میدهد. بعد قیمت سهم را بر این سود برآوردی تقسیم میکند.
نتیجه جذاب به نظر میرسد: P/E سهم حدود ۴ است.
در نگاه اول، انگار با یک سهم ارزان روبهرو هستیم. اما همینجا باید یک سؤال مهم بپرسیم:
اگر صندوق درآمد ثابت میتواند بازدهی نسبتاً قابلپیشبینی بدهد، چرا باید ریسک سهام را فقط بهخاطر یک P/E پایین بپذیریم؟
پاسخ این سؤال در خود عدد P/E نیست.
پاسخ در کیفیت سود شرکت و ریسکهای آینده آن پنهان شده است.
P/Eپایین دقیقاً یعنی چه؟
نسبت P/E از تقسیم قیمت سهم بر سود هر سهم به دست میآید.
به زبان ساده، P/E نشان میدهد بازار حاضر است در برابر هر واحد سود شرکت، چه قیمتی برای سهم پرداخت کند.
برای مثال اگر P/E سهمی ۴ باشد، یعنی قیمت سهم برابر با ۴ برابر سود سالانه آن است.
اما نکته مهم اینجاست:
P/E پایین بهتنهایی نمیگوید سهم ارزنده است.
این نسبت فقط میگوید قیمت سهم در مقایسه با سودی که در محاسبه استفاده کردهایم، پایین به نظر میرسد.
اما سؤال اصلی این است:
آیا این سود در آینده هم تکرار میشود؟
گاهی P/E پایین واقعاً نشانه یک فرصت است.
اما گاهی بازار انتظار دارد سود فعلی شرکت در آینده کاهش پیدا کند.
مثلاً ممکن است:
شرکت در اوج چرخه سودآوری صنعت باشد؛
بخشی از سود، غیرتکراری باشد؛
هزینه مواد اولیه، انرژی یا خوراک افزایش پیدا کند؛
تولید شرکت به دلیل قطعی برق، گاز یا تعمیرات کاهش یابد؛
سهم با ریسکهای سیاسی، عملیاتی یا مقرراتی روبهرو باشد.
پس P/E پایین فقط یک نشانه است، نه یک حکم قطعی.
دام ضرب کردن سود سهماهه در چهار
یکی از خطاهای رایج این است که سود سهماهه شرکت را در ۴ ضرب کنیم و تصور کنیم سود کل سال دقیقاً همین عدد خواهد شد.
این کار بهخودیخود غلط نیست، اما فقط یک برآورد اولیه است.
این برآورد زمانی قابلاعتمادتر است که شرایط شرکت در فصلهای بعد هم شبیه فصل اول باقی بماند؛ یعنی:
مقدار تولید تغییر نکند؛
فروش شرکت فصلی نباشد؛
نرخ فروش محصول ثابت بماند؛
هزینه مواد اولیه افزایش پیدا نکند؛
محدودیت انرژی یا تعمیرات باعث افت تولید نشود؛
درآمد یا هزینه خاصی فقط مربوط به همان فصل نباشد.
اما در واقعیت، بسیاری از شرکتها چنین شرایط ثابتی ندارند.
ممکن است سود خوب فصل اول بهخاطر رشد نرخ ارز، فروش موجودی انبار، افزایش موقت قیمت محصول یا یک درآمد غیرتکراری باشد.
پس ضرب کردن سود سهماهه در چهار میتواند نقطه شروع تحلیل باشد، نه پایان تحلیل.
فقط مهم نیست شرکت چقدر سود ساخته؛ مهم این است سود از کجا آمده
دو شرکت ممکن است سود یکسانی گزارش کنند، اما کیفیت سود آنها کاملاً متفاوت باشد.
فرض کنید هر دو شرکت سود خوبی ساختهاند.
در شرکت اول، سود از فعالیت اصلی شرکت آمده است؛ یعنی از تولید، فروش محصول و عملیات عادی کسبوکار.
اما در شرکت دوم، بخش زیادی از سود ممکن است از فروش یک دارایی، درآمد سرمایهگذاری، برگشت ذخیره یا یک اتفاق غیرتکراری به دست آمده باشد.
هر دو سود در صورت مالی ثبت میشوند، اما ارزش تحلیلی آنها یکسان نیست.
سودی که از عملیات اصلی شرکت میآید، معمولاً قابلیت تکرار بیشتری دارد.
اما سودی که از اتفاقات خاص و غیرتکراری میآید، نمیتواند مبنای مطمئنی برای ارزشگذاری آینده باشد.
اینجاست که باید به یک موضوع مهم دیگر هم توجه کنیم:
سود حسابداری با جریان نقد یکی نیست
ممکن است شرکت روی کاغذ سود خوبی ساخته باشد، اما هنوز بخش زیادی از پول فروش خود را دریافت نکرده باشد.
صورت سود و زیان به ما نشان میدهد شرکت چه میزان درآمد و هزینه شناسایی کرده است.
اما صورت جریان وجوه نقد نشان میدهد پول واقعاً چطور وارد شرکت شده و چطور از آن خارج شده است.
برای همین، فقط دیدن سود کافی نیست.
باید ببینیم: آیا این سود به پول واقعی تبدیل شده یا فقط در حسابها ثبت شده است؟
اگر سود شرکت نقدشونده نباشد، توان شرکت برای پرداخت سود نقدی، تأمین سرمایه در گردش یا عبور از شرایط سخت کمتر میشود.
چرا P/E چهار یعنی بازده قطعی ۲۵ درصد نیست؟
گاهی گفته میشود اگر P/E سهمی ۴ باشد، یعنی بازده سود آن ۲۵ درصد است.
از نظر فرمولی، معکوس P/E برابر است با: 1 / p/e
پس اگر P/E برابر ۴ باشد:
1 4 = 25%
اما این ۲۵ درصد، بازده قطعی سهامدار نیست.
چرا؟ چون اولاً سودی که در محاسبه استفاده کردهایم ممکن است در آینده تکرار نشود.
ثانیاً شرکت قرار نیست الزاماً تمام سود خود را بین سهامداران تقسیم کند. ممکن است بخشی از سود برای سرمایه در گردش، بازپرداخت بدهی، توسعه طرحها یا خرید تجهیزات در شرکت باقی بماند.
ثالثاً بازده سهامدار فقط از سود نقدی نمیآید. بازده نهایی سهامدار از دو بخش تشکیل میشود:
سود نقدی دریافتی؛
تغییر قیمت سهم.
ممکن است شرکت سود خوبی بسازد، اما بازار به دلیل نگرانی از آینده حاضر نباشد قیمت بالاتری برای سهم بپردازد.
حتی ممکن است شرکت سود تقسیم کند، اما قیمت سهم بعد از مجمع افت کند.
پس P/E چهار به این معنا نیست که سرمایهگذار حتماً در یک سال ۲۵ درصد بازده میگیرد.
این نسبت فقط میگوید:
قیمت سهم برابر با چهار برابر سودی است که ما در محاسبه استفاده کردهایم.
اگر آن سود کاهش پیدا کند، P/E واقعی دیگر چهار نخواهد بود.
مقایسه سهم با صندوق درآمد ثابت از کجا شروع میشود؟
برای مقایسه یک سهم با صندوق درآمد ثابت، نباید فقط معکوس P/E را کنار نرخ بازده صندوق بگذاریم.
مثلاً نباید خیلی ساده بگوییم:
P/E سهم ۴ است، یعنی بازده سود ۲۵ درصد. پس اگر درآمد ثابت کمتر از ۲۵ درصد بدهد، سهم بهتر است.
این مقایسه ناقص است.
برای مقایسه درست باید چند نکته را در نظر بگیریم:
افق زمانی سرمایهگذاری در هر دو گزینه یکی باشد؛
بازده مؤثر صندوق درآمد ثابت بررسی شود؛
سود نقدی احتمالی سهم تخمین زده شود؛
احتمال رشد یا افت قیمت سهم در نظر گرفته شود؛
ریسک نقدشوندگی و هزینه معاملات بررسی شود؛
احتمال کاهش سود شرکت در آینده لحاظ شود.
درآمد ثابت معمولاً بازدهی قابلپیشبینیتری دارد، هرچند کاملاً بدون ریسک نیست. صندوقهای درآمد ثابت هم میتوانند با ریسکهایی مثل تغییر نرخ بهره، ریسک اعتباری و ریسک نقدشوندگی روبهرو باشند.
اما در سهام، عدمقطعیت بیشتر است.
سود شرکت میتواند کم یا زیاد شود و قیمت سهم هم ممکن است مستقل از سود کوتاهمدت نوسان کند.
پس مقایسه درست این نیست:
P/Eسهم پایین است، پس سهم بهتر از درآمد ثابت است.
مقایسه درست این است:
بازده واقعبینانهای که از این سهم انتظار دارم، بعد از در نظر گرفتن ریسک کاهش سود و افت قیمت، چقدر بیشتر از گزینه کمریسکتر است؟
صرف ریسک؛ پاداشی برای تحمل نوسان
سرمایهگذار وقتی ریسک بیشتری میپذیرد، معمولاً انتظار بازده بیشتری هم دارد.
به این اختلاف بازده، صرف ریسک گفته میشود.
یعنی اگر صندوق درآمد ثابت بازدهی نسبتاً قابلپیشبینی میدهد، سهام باید آنقدر بازده مورد انتظار بیشتری داشته باشد که تحمل نوسان، ریسک افت قیمت، توقف نماد یا کاهش سودآوری را توجیه کند.
فرض کنید تحلیلگر به این نتیجه رسیده که بازده احتمالی یک سهم در یک سال آینده تقریباً نزدیک به بازده درآمد ثابت است.
اما رسیدن سهم به آن بازده وابسته به چند شرط است:
نرخ ارز افت نکند؛
تولید شرکت ادامه پیدا کند؛
حاشیه سود حفظ شود؛
هزینهها جهش نکند؛
بازار دوباره به سهم اعتماد کند.
در چنین شرایطی سرمایهگذار ریسک بیشتری پذیرفته، اما پاداش اضافه قابلتوجهی دریافت نکرده است.
سهام زمانی جذابتر میشود که حتی در سناریوی محتاطانه هم بازده مورد انتظار آن فاصله معناداری با گزینه کمریسکتر داشته باشد.
البته این فاصله برای همه سرمایهگذاران یکسان نیست. کسی که افق بلندمدت و تحمل نوسان بالاتری دارد، ممکن است ریسکی را بپذیرد که برای فردی با نیاز نقدینگی کوتاهمدت مناسب نیست.
چرا بازار به بعضی سهمها P/E پایین میدهد؟
وقتی سهمی با P/E خیلی پایین معامله میشود، معمولاً یکی از این دو حالت وجود دارد:
بازار بیش از حد بدبین شده و سهم کمتر از ارزش واقعی معامله میشود؛
بازار انتظار دارد سود فعلی شرکت در آینده کاهش پیدا کند.
مشکل اینجاست که فقط با دیدن عدد P/E نمیتوان فهمید با کدام حالت روبهرو هستیم.
برای تشخیص بهتر باید این سؤالها را بپرسیم:
سود فعلی شرکت تحت چه شرایطی ساخته شده است؟
کدام متغیر بیشترین اثر را بر سود آینده دارد؟
آیا شرکت در اوج موقت سودآوری قرار دارد؟
چه ریسکهایی در قیمت فعلی سهم لحاظ شده است؟
اگر سناریوی منفی رخ ندهد، سهم چقدر ظرفیت رشد دارد؟
اگر سود کاهش پیدا کند، P/E جدید سهم چقدر میشود؟
گاهی یک سهم با P/E پایین واقعاً ارزنده است.
اما گاهی هم با یک تله ارزشی روبهرو هستیم.
تله ارزشی یعنی سهم بر اساس سود گذشته ارزان به نظر میرسد، اما چون سود آینده افت میکند، آن ارزانی ظاهری از بین میرود.
چه زمانی یک سهم با P/E پایین میتواند جذاب باشد؟
یک سهم با P/E پایین زمانی ارزش بررسی جدی دارد که چند ویژگی مهم داشته باشد:
سود شرکت از فعالیت اصلی و تکرارشونده باشد؛
جریان نقد شرکت با سود حسابداری هماهنگ باشد؛
احتمال افت شدید سود پایین باشد؛
ترازنامه شرکت وضعیت قابلقبولی داشته باشد؛
شرکت توان عبور از دورههای سخت را داشته باشد؛
سود نقدی قابلاتکایی پرداخت کند؛
قیمت فعلی بخش مهمی از ریسکها را منعکس کرده باشد؛
بازده مورد انتظار سهم فاصله معناداری با درآمد ثابت داشته باشد.
در مقابل، اگر سود شرکت ناپایدار باشد، اختلاف بازده احتمالی با درآمد ثابت کم باشد یا سرمایهگذار توان تحمل نوسان را نداشته باشد، P/E پایین بهتنهایی دلیل کافی برای خرید سهم نیست.
چکلیست قبل از اعتماد به P/E پایین
قبل از اینکه فقط بهخاطر P/E پایین وارد سهمی شوید، به این سؤالها پاسخ دهید:
P/E بر اساس سود گذشته محاسبه شده یا سود برآوردی آینده؟
آیا سود فصل اخیر در فصلهای بعد هم تکرار میشود؟
چه مقدار از سود از فعالیت اصلی شرکت آمده است؟
آیا سود شرکت به جریان نقد واقعی تبدیل شده است؟
مهمترین عامل کاهش سود شرکت چیست؟
شرکت احتمالاً چه مقدار از سود را تقسیم میکند؟
اگر سود کاهش یابد، P/E جدید سهم چقدر میشود؟
بازده مؤثر درآمد ثابت در همان دوره چقدر است؟
بازده مورد انتظار سهم چقدر بیشتر از درآمد ثابت است؟
آیا این اختلاف برای جبران ریسک سهم کافی است؟
اگر قیمت سهم افت کند، دلیل کافی برای نگهداری آن دارید؟
جذابیت سهم از تحلیل میآید یا فقط از عدد پایین P/E؟
جمعبندی
P/Eپایین میتواند نشانه یک فرصت باشد، اما مدرک قطعی ارزندگی نیست.
ارزش واقعی یک سهم فقط به عدد P/E وابسته نیست. باید ببینیم سود شرکت چقدر پایدار است، جریان نقد آن چه کیفیتی دارد، چه ریسکهایی پیش روی شرکت قرار دارد و گزینههای جایگزین مثل صندوق درآمد ثابت چه بازدهی ارائه میکنند.
سهام و درآمد ثابت دو انتخاب با ساختار ریسک متفاوتاند.
سرمایهگذار زمانی باید ریسک سهام را بپذیرد که بازده مورد انتظار آن، نه در سناریوی خوشبینانه، بلکه در یک برآورد واقعبینانه، ارزش تحمل این ریسک را داشته باشد.
گاهی سهمی با P/E چهار واقعاً ارزان است. اما گاهی بازار ارزان نفروخته؛ فقط زودتر از ما کاهش سود آینده را دیده است.
حمیدرضا نظری
مدیر محتوا و رسانه
کارشناس ارشد مدیریت مالی_مالک کانال آپشن رفرنس
دیدگاهها (0 نظر)
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است
اولین نفری باشید که درباره این مقاله نظر میدهد.
برای ثبت دیدگاه وارد حساب کاربری خود شوید
فقط چند ثانیه زمان میبرد و میتوانید نظر خود را با دیگران به اشتراک بگذارید.