مدیر یک کارخانه تولید کابل، سفارش بزرگی گرفته بود. مشتری حاضر بود همه محصولات سه ماه آینده را یکجا بخرد، اما یک شرط داشت: قیمت فروش باید همین امروز مشخص میشد و تا روز تحویل هم تغییر نمیکرد.
روی کاغذ، سفارش جذاب به نظر میرسید. اگر همهچیز طبق برنامه پیش میرفت، کارخانه حاشیه سود مناسبی به دست میآورد.
فقط یک مسئله وجود داشت.
بخش مهمی از هزینه تولید کابل به قیمت مس وابسته بود و کارخانه هنوز مس موردنیاز سه ماه آینده را نخریده بود. اگر قیمت مس بالا میرفت، کارخانه نمیتوانست قیمت محصول نهایی را تغییر دهد. افزایش هزینه مستقیماً از سود آن کم میکرد.
مدیر کارخانه میتوانست صبر کند و امیدوار باشد قیمت مس ثابت بماند؛ اما این دیگر برنامهریزی نبود. شرطبندی روی آینده بود.
در طرف دیگر بازار، یک تأمینکننده مس قرار داشت که نگرانی کاملاً معکوسی داشت. او میدانست سه ماه بعد ۲۰ تن مس برای فروش خواهد داشت، اما نمیدانست قیمت بازار در آن زمان چقدر است. اگر قیمت پایین میآمد، درآمدی که برایش برنامهریزی کرده بود کاهش پیدا میکرد.
کارخانه از افزایش قیمت میترسید و تأمینکننده از کاهش آن.
اینجا بود که هر دو به یک نقطه مشترک رسیدند: چرا قیمت معامله سه ماه بعد را همین امروز مشخص نکنند؟
قراردادی که پیش از معامله اصلی بسته میشود .
کارخانه و تأمینکننده توافق کردند سه ماه بعد، ۲۰ تن مس را با قیمت هر تن ۵۲۰ میلیون تومان معامله کنند.
بنابراین ارزش کل معامله از همین امروز مشخص شد:
۲۰ تن × ۵۲۰ میلیون تومان برابر با ۱۰ میلیارد و ۴۰۰ میلیون تومان
کالا سه ماه بعد تحویل داده میشد و تسویه نیز طبق شرایطی که دو طرف در قرارداد تعیین کرده بودند انجام میگرفت.
این توافق یک پیمان آتی (Forward Contract) است.
پیمان آتی قراردادی میان دو طرف است که آنها را متعهد میکند دارایی مشخصی را در آینده، با قیمتی که امروز تعیین شده، خریدوفروش کنند.
در این قرارداد، کارخانه در موقعیت خرید قرار دارد. یعنی متعهد است در تاریخ تعیینشده، مس را با قیمت توافقی بخرد.
تأمینکننده نیز در موقعیت فروش قرار دارد و موظف است همان مقدار مس را با شرایط تعیینشده تحویل دهد.
هیچکدام نمیتوانند در سررسید صرفاً به این دلیل که قیمت بازار برخلاف میلشان حرکت کرده، از معامله منصرف شوند.
این دقیقاً همان جایی است که پیمان آتی از اختیار معامله جدا میشود. در اختیار معامله، خریدار میتواند از اجرای حق خود صرفنظر کند؛ اما در پیمان آتی، هر دو طرف متعهدند.
چرا کارخانه همان روز مس را نخرید؟
ممکن است سؤال سادهای مطرح شود: اگر کارخانه از افزایش قیمت میترسید، چرا مس را همان روز بهصورت نقدی نخرید و در انبار نگه نداشت؟
پاسخ این است که خرید نقدی همیشه بهترین یا حتی عملیترین گزینه نیست.
خرید ۲۰ تن مس در همان روز به بیش از ۱۰ میلیارد تومان نقدینگی نیاز داشت. کارخانه باید این پول را سه ماه زودتر پرداخت میکرد، هزینه تأمین مالی را میپذیرفت و فضایی برای نگهداری کالا در نظر میگرفت. بیمه، انبارداری، حفاظت از کالا و احتمال آسیب یا سرقت نیز هزینههای دیگری بودند.
کارخانه به خود مس در آن روز نیاز نداشت. نیاز اصلیاش این بود که بداند سه ماه بعد مس را با چه قیمتی خواهد خرید.
پیمان آتی مالکیت فوری کالا را ایجاد نکرد؛ اما ابهام مربوط به قیمت خرید آینده را کاهش داد.
تأمینکننده نیز دلیل مشابهی داشت. او نمیخواست محصولی را که هنوز آماده تحویل نبود بفروشد، اما میخواست از همین امروز مطمئن شود که برای آن خریدار و قیمت مشخصی وجود دارد.
پس این قرارداد نه فقط درباره قیمت، بلکه درباره هماهنگکردن زمان نیاز دو طرف بود.
چه چیزهایی باید در پیمان آتی مشخص شود؟
پیمان آتی برخلاف بسیاری از قراردادهای بورسی، الزاماً قالب یکسانی ندارد. دو طرف میتوانند شرایط آن را متناسب با نیاز تجاری خود تعیین کنند.
در قرارداد کارخانه و تأمینکننده باید دستکم این موارد روشن میشد:
- نوع و کیفیت مس؛
- مقدار دقیق کالا؛
- قیمت هر تن؛
- تاریخ تحویل؛ -
محل تحویل؛
- شیوه پرداخت؛
- نحوه کنترل کیفیت؛
- خسارت تأخیر یا عدم تحویل؛
- تضمینهای احتمالی؛
- و روش حل اختلاف.
همین انعطاف یکی از مهمترین مزایای پیمان آتی است.
اگر کارخانه دقیقاً ۲۰ تن مس با کیفیت مشخص، در تاریخ و محل معینی نیاز داشته باشد، میتواند قرارداد را دقیقاً بر همان اساس تنظیم کند. لازم نیست خود را با اندازهها و تاریخهای از پیش تعیینشده یک بازار سازمانیافته تطبیق دهد.
اما همین انعطاف، یک روی دیگر هم دارد.
قراردادی که دقیقاً برای نیاز دو طرف نوشته شده، معمولاً بهسادگی قابلانتقال به فرد دیگری نیست. اگر کارخانه یک ماه بعد از قرارداد منصرف شود، الزاماً نمیتواند موقعیت خود را مانند یک ورقه بهادار در بازار بفروشد.
برای خروج، باید رضایت تأمینکننده را جلب کند، قرارداد جدیدی ببندد یا طرف سومی پیدا کند که شرایط قرارداد را بپذیرد.
در سررسید چه اتفاقی میافتد؟
سه ماه میگذرد و به روز تحویل میرسیم. اکنون سه وضعیت مختلف را در نظر بگیریم.
سناریوی اول: قیمت مس افزایش پیدا میکند .
فرض کنیم قیمت نقدی هر تن مس در روز تحویل به ۶۰۰ میلیون تومان رسیده باشد.
اگر پیمان آتی وجود نداشت، کارخانه برای خرید ۲۰ تن مس باید ۱۲ میلیارد تومان پرداخت میکرد:
۲۰ × ۶۰۰ میلیون تومان برابر با ۱۲ میلیارد تومان
اما بر اساس قرارداد، کارخانه همان مقدار را با قیمت ۱۰ میلیارد و ۴۰۰ میلیون تومان تحویل میگیرد.
بنابراین منفعت اقتصادی کارخانه نسبت به خرید با قیمت روز، یک میلیارد و ۶۰۰ میلیون تومان است.
در مقابل، تأمینکننده مجبور شده کالایی را که در بازار ۱۲ میلیارد تومان ارزش دارد، با قیمت ۱۰ میلیارد و ۴۰۰ میلیون تومان تحویل دهد. او نسبت به فروش در بازار نقدی، یک میلیارد و ۶۰۰ میلیون تومان فرصت درآمد بیشتر را از دست داده است.
این الزاماً به آن معنا نیست که تأمینکننده در کسبوکار خود زیان کرده است. ممکن است هزینه تولید مس برای او بسیار کمتر از قیمت قراردادی باشد و همچنان سود مناسبی به دست آورد.
آنچه از دست داده، امکان فروش با قیمت بالاتر روز است.
سناریوی دوم: قیمت مس کاهش پیدا میکند.
این بار فرض کنیم قیمت هر تن مس در سررسید به ۴۴۰ میلیون تومان کاهش یافته باشد.
ارزش ۲۰ تن مس در بازار نقدی اکنون ۸ میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان است؛ اما کارخانه طبق قرارداد باید ۱۰ میلیارد و ۴۰۰ میلیون تومان پرداخت کند.
کارخانه نسبت به خرید از بازار روز، یک میلیارد و ۶۰۰ میلیون تومان بیشتر میپردازد.
تأمینکننده از طرف دیگر، کالایی را که در بازار ۸ میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان میارزد، با قیمت ۱۰ میلیارد و ۴۰۰ میلیون تومان میفروشد. بنابراین پیمان آتی از کاهش درآمد او جلوگیری کرده است.
ممکن است مدیر کارخانه در چنین شرایطی احساس کند قرارداد بدی بسته است. او میبیند که میتوانست مس را ارزانتر از بازار بخرد.
اما باید به هدف اولیه برگردیم.
کارخانه پیمان آتی را برای پیدا کردن پایینترین قیمت ممکن نبسته بود. هدفش این بود که هزینه مواد اولیه از محدودهای مشخص بالاتر نرود و حاشیه سود سفارش سه ماه آینده قابلمحاسبه باشد.
او احتمال خرید ارزانتر را کنار گذاشت تا خطر خرید بسیار گرانتر را حذف کند.
این هزینه پنهان پوشش ریسک است: وقتی قیمت را قطعی میکنیم، هم از حرکت نامطلوب بازار در امان میمانیم و هم بخشی از منفعت حرکت مطلوب را از دست میدهیم.
سناریوی سوم: قیمت نزدیک به قیمت قرارداد باقی میماند.
حالا فرض کنیم قیمت بازار در روز تحویل ۵۲۵ میلیون تومان باشد.
ارزش بازار ۲۰ تن مس، ۱۰ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان است. کارخانه طبق پیمان، ۱۰ میلیارد و ۴۰۰ میلیون تومان پرداخت میکند.
اختلاف فقط ۱۰۰ میلیون تومان است.
در این حالت، نه کارخانه منفعت بزرگی از قرارداد برده و نه تأمینکننده فرصت قابلتوجهی را از دست داده است. بااینحال، قرارداد همچنان کار اصلی خود را انجام داده: هر دو طرف از سه ماه قبل میدانستند معامله با چه قیمتی انجام خواهد شد.
گاهی ارزش واقعی پوشش ریسک در سود مستقیم آن نیست؛ در امکان برنامهریزی است.
پیمان آتی چه ریسکی را حذف میکند؟
پیمان آتی میتواند عدمقطعیت قیمت را تا حد زیادی کاهش دهد، اما همه ریسکها را از بین نمیبرد.
کارخانه قیمت خرید مس را تثبیت کرده است، ولی هنوز با خطرهای دیگری مواجه است.
ممکن است سفارش مشتری لغو شود و کارخانه دیگر به ۲۰ تن مس نیاز نداشته باشد. ممکن است فقط به ۱۵ تن نیاز پیدا کند، اما طبق قرارداد موظف به خرید کل مقدار باشد.
ممکن است قیمت محصول نهایی کاهش پیدا کند و حاشیه سود کارخانه از مسیر دیگری آسیب ببیند. همچنین احتمال دارد کیفیت کالای تحویلی با انتظار کارخانه مطابقت نداشته باشد یا تحویل با تأخیر انجام شود.
ریسک مهمتر، ریسک طرف مقابل است.
فرض کنیم قیمت مس بهشدت افزایش یافته و تأمینکننده متوجه شده با تحویل کالا طبق قرارداد، فرصت فروش بسیار سودآورتری را از دست میدهد. اگر وضعیت مالی یا اعتبار مناسبی نداشته باشد، ممکن است از اجرای تعهد خودداری کند.
کارخانه روی قیمت ۵۲۰ میلیون تومان حساب کرده، اما در روز سررسید نهتنها کالایی تحویل نمیگیرد، بلکه مجبور میشود با قیمت بسیار بالاتر از بازار خرید کند و سپس برای دریافت خسارت وارد فرایند حقوقی شود.
پیمان آتی ریسک قیمت را کاهش داده، اما ریسک دیگری را جایگزین آن کرده است: آیا طرف مقابل واقعاً به تعهدش عمل خواهد کرد؟
به همین دلیل اعتبارسنجی، دریافت ضمانت، وثیقه، ضمانتنامه بانکی، شروط خسارت و سازوکار حل اختلاف در پیمانهای آتی اهمیت زیادی دارند.
خصوصیبودن قرارداد به این معنا نیست که هیچ تضمینی وجود ندارد. دو طرف میتوانند درباره وثیقه یا تعدیل تضمینها توافق کنند؛ اما این سازوکارها برخلاف قراردادهای استاندارد بورسی، باید در خود قرارداد پیشبینی شوند.
قیمت ۵۲۰ میلیون تومان از کجا آمده است؟
قیمت پیمان آتی الزاماً پیشبینی دقیق قیمت بازار در سه ماه آینده نیست.
دو طرف ممکن است در تعیین آن به قیمت نقدی امروز، هزینه تأمین مالی، هزینه انبارداری، بیمه، شرایط عرضه و تقاضا، مدت قرارداد و قدرت چانهزنی خود توجه کنند.
اگر قیمت نقدی مس در زمان انعقاد قرارداد ۵۰۰ میلیون تومان باشد، فروشنده ممکن است بگوید تحویل سه ماه بعد با همان قیمت برایش منطقی نیست؛ زیرا باید هزینه نگهداری، سرمایه و ریسکهای این دوره را تحمل کند.
کارخانه نیز ممکن است قیمت ۵۲۰ میلیون تومان را بپذیرد؛ چون در مقابل، سقف هزینه خرید آینده خود را مشخص کرده است.
بنابراین قیمت پیمان آتی نتیجه توافق طرفین و شرایط اقتصادی قرارداد است. این قیمت ممکن است بعداً کاملاً با قیمت نقدی روز سررسید متفاوت باشد.
کسی که پیمان آتی میبندد، آینده را پیشبینی نکرده است؛ فقط نتیجه مالی یکی از متغیرهای آینده را از قبل تثبیت کرده است.
چه کسانی از پیمان آتی استفاده میکنند؟
کاربرد اصلی پیمان آتی در فعالیتهایی است که نیاز تجاری مشخص و قابلسفارشیسازی دارند.
یک کشاورز میتواند از ماهها قبل قیمت فروش محصول خود را با خریدار تعیین کند.
یک کارخانه ممکن است قیمت خرید مواد اولیه را تثبیت کند.
یک صادرکننده که سه ماه بعد ارز دریافت خواهد کرد، میتواند نرخ تبدیل آن ارز را از امروز مشخص کند تا کاهش احتمالی نرخ، برنامه مالی او را برهم نزند.
یک واردکننده نیز ممکن است برای جلوگیری از افزایش هزینه ارزی آینده، پیمانی برای خرید ارز منعقد کند.
این گروهها از پیمان آتی برای پوشش ریسک استفاده میکنند. هدف آنها کسب سود از نوسان بازار نیست؛ آنها میخواهند اثر نوسان قیمت بر فعالیت اصلی خود را کنترل کنند.
اما سفتهبازان نیز میتوانند وارد پیمان آتی شوند.
فردی که انتظار افزایش قیمت مس را دارد، ممکن است بدون نیاز واقعی به مس، تعهد خرید با قیمت مشخصی را بپذیرد. اگر قیمت افزایش پیدا کند، موقعیت او ارزشمند میشود؛ اما اگر بازار کاهش یابد، همچنان به قرارداد متعهد خواهد بود.
تفاوت در خود قرارداد نیست؛ در انگیزه استفادهکننده است.
کارخانه با پیمان آتی از سود عملیاتی کسبوکار خود محافظت میکند. سفتهباز همان قرارداد را برای کسب سود از پیشبینی قیمت به کار میگیرد.
تفاوت پیمان آتی و قرارداد آتی چیست؟
پیمان آتی و قرارداد آتی هر دو تعهد دوطرفه ایجاد میکنند. در هر دو، یک طرف متعهد به خرید و طرف دیگر متعهد به فروش است.
تفاوت اصلی در ساختار اجرای قرارداد است.
پیمان آتی معمولاً قراردادی خصوصی و سفارشی است. مقدار، کیفیت، سررسید، محل تحویل و سایر شرایط بر اساس نیاز طرفین تعیین میشود.
قرارداد آتی معمولاً در بازاری سازمانیافته معامله میشود و مشخصات آن استاندارد است. بورس اندازه قرارداد، سررسیدها و شیوه تسویه را تعیین میکند و اتاق پایاپای با دریافت وجه تضمین و محاسبه مستمر سود و زیان، ریسک نکول را کاهش میدهد.
در پیمان آتی، سود و زیان معمولاً تا زمان سررسید بهصورت روزانه میان طرفین جابهجا نمیشود؛ مگر اینکه خودشان سازوکار دیگری توافق کرده باشند.
همین موضوع باعث میشود زیان تحققنیافته یکی از طرفین تا سررسید بزرگ شود و انگیزه نکول افزایش پیدا کند.
در مقابل، قرارداد آتی به دلیل استانداردبودن معمولاً قابلیت معامله و خروج آسانتری دارد، اما ممکن است دقیقاً با نیاز تجاری یک شرکت مطابقت نداشته باشد.
پس انتخاب میان این دو، انتخاب میان خوب و بد نیست.
پیمان آتی انعطاف بیشتری میدهد، اما اعتبار طرف مقابل و دشواری خروج را پررنگتر میکند. قرارداد آتی بخشی از انعطاف را کنار میگذارد و در مقابل، ساختار سازمانیافتهتر و نقدشوندگی بیشتری ارائه میدهد.
بازگشت به کارخانه
مدیر کارخانه در پایان سه ماه شاید از قرارداد خود سود اقتصادی برده باشد و شاید مس را گرانتر از قیمت روز تحویل گرفته باشد.
اما موفقیت پوشش ریسک را نباید فقط با مقایسه قیمت قرارداد و قیمت روز سنجید.
او هنگام پذیرش سفارش مشتری نمیدانست قیمت مس در آینده چقدر خواهد بود. پیمان آتی این متغیر نامعلوم را به یک عدد مشخص تبدیل کرد. کارخانه توانست هزینه تولید، جریان نقدی و حاشیه سود خود را با اطمینان بیشتری محاسبه کند.
در مقابل، انعطاف خود را نیز از دست داد. اگر قیمت مس کاهش پیدا میکرد، نمیتوانست قرارداد را نادیده بگیرد و از بازار ارزانتر خرید کند.
او یک ریسک را حذف کرد و بهای آن را با صرفنظرکردن از یک فرصت احتمالی پرداخت.
این منطق اصلی پیمان آتی است:
قیمت آینده را قطعی میکنیم، نه برای اینکه حتماً از بازار سود بیشتری بگیریم؛ برای اینکه بازار نتواند برنامه ما را با یک حرکت ناگهانی بههم بریزد.
پیمان آتی زمانی مفید است که نیاز طرفین مشخص، قرارداد قابلسفارشیسازی و اعتبار طرف مقابل قابلقبول باشد.
اما اگر خروج آسان، قیمت شفاف، تسویه روزانه و کاهش ریسک نکول اهمیت بیشتری داشته باشد، ممکن است قرارداد آتی انتخاب مناسبتری باشد.
جمعبندی
پیمان آتی توافقی خصوصی است که خریدار و فروشنده را به انجام معاملهای در آینده با قیمت و شرایطی که امروز تعیین میشود، متعهد میکند.
این ابزار میتواند نوسان قیمت را برای تولیدکننده، مصرفکننده، صادرکننده یا واردکننده قابلکنترلتر کند؛ اما نوسان را نابود نمیکند. منفعت ناشی از حرکت مطلوب قیمت را محدود میکند و ریسکهایی مانند نکول طرف مقابل، دشواری خروج و تغییر نیاز واقعی را باقی میگذارد.
پیمان آتی بیمه رایگان در برابر آینده نیست؛ مبادلهای است میان اطمینان بیشتر و انعطاف کمتر
حمیدرضا نظری
مدیر محتوا و رسانه
کارشناس ارشد مدیریت مالی_مالک کانال آپشن رفرنس
دیدگاهها (0 نظر)
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است
اولین نفری باشید که درباره این مقاله نظر میدهد.
برای ثبت دیدگاه وارد حساب کاربری خود شوید
فقط چند ثانیه زمان میبرد و میتوانید نظر خود را با دیگران به اشتراک بگذارید.