قرارداد آتی چیست؟معامله ای که سود و زیان آن تا سررسید منتظر نمی ماند.
مبانی و مفاهیم پایه اختیار معامله

قرارداد آتی چیست؟معامله ای که سود و زیان آن تا سررسید منتظر نمی ماند.

حمیدرضا نظری حمیدرضا نظری
25 مرداد 1405
16 دقیقه
10 بازدید
0 دیدگاه
بازار زنده
دلار تهران خرید
201,600 تومان
100
دلارتهران فروش
202,000 تومان
100
طلای ۱۸ عیار
21,764,620 تومان
76180
سکه امامی
216,000 تومان
0
دلار تهران خرید
201,600 تومان
100
دلارتهران فروش
202,000 تومان
100
طلای ۱۸ عیار
21,764,620 تومان
76180
سکه امامی
216,000 تومان
0
1 روز پیش

یک کارخانه تولید کابل، سفارش بزرگی برای چهار ماه آینده گرفته است. قیمت فروش محصولات از همین امروز قطعی شده، اما کارخانه هنوز مس موردنیاز تولید را نخریده است.

مدیر کارخانه حساب کرده اگر قیمت هر تن مس حدود ۵۰۰ میلیون تومان باقی بماند، سفارش حاشیه سود مناسبی خواهد داشت. مشکل اینجاست که هیچ تضمینی وجود ندارد قیمت چهار ماه بعد نیز همین حوالی باشد.

اگر قیمت مس به ۶۰۰ میلیون تومان برسد، کارخانه نمی‌تواند قیمت قرارداد فروش کابل را تغییر دهد. هزینه تولید بالا می‌رود و بخش بزرگی از سودی که امروز محاسبه شده، از بین می‌رود.

خرید نقدی مس هم انتخاب ساده‌ای نیست. کارخانه باید چند ماه زودتر میلیاردها تومان نقدینگی پرداخت کند، برای نگهداری کالا انبار داشته باشد و هزینه تأمین مالی، بیمه و نگهداری را بپذیرد؛ درحالی‌که فعلاً خود مس را نمی‌خواهد. چیزی که امروز به آن نیاز دارد، اطمینان از قیمت خرید آینده است. ممکن است کارخانه با یک فروشنده به‌صورت خصوصی توافق کند که چهار ماه بعد مس را با قیمت مشخصی تحویل بگیرد. چنین توافقی «پیمان آتی» است؛ اما مدیر کارخانه نمی‌خواهد اجرای برنامه تولیدش به توان مالی و خوش‌قولی یک فروشنده وابسته باشد.

او ترجیح می‌دهد وارد بازاری شود که شرایط قراردادهایش از قبل مشخص است، امکان خروج از موقعیت وجود دارد و نهادی اجرای تعهدات را مدیریت می‌کند.

اینجاست که قرارداد آتی وارد ماجرا می‌شود.

قراردادی که شرایط آن از قبل مشخص شده است .

قرارداد آتی (Futures Contract) توافقی استاندارد برای خرید یا فروش یک دارایی در زمانی مشخص در آینده است.

در این قرارداد، خریدار متعهد می‌شود دارایی پایه را طبق شرایط قرارداد بخرد و فروشنده نیز تعهد فروش را می‌پذیرد. بنابراین برخلاف اختیار معامله، هیچ‌کدام صرفاً به دلیل نامناسب‌شدن قیمت حق ندارند یک‌طرفه از اجرای تعهد خود صرف‌نظر کنند.

به دارنده موقعیت خرید، اصطلاحاً خریدار یا دارنده موقعیت Long و به دارنده موقعیت فروش، فروشنده یا دارنده موقعیت Short گفته می‌شود.

اما قرارداد آتی فقط یک توافق درباره قیمت آینده نیست. تفاوت اصلی آن با یک قرارداد خصوصی در ساختاری است که معامله درون آن انجام می‌شود.


در یک بازار سازمان‌یافته، بورس از قبل مشخص می‌کند:

دارایی پایه قرارداد چیست؛

هر قرارداد چه مقدار از آن دارایی را پوشش می‌دهد؛

چه سررسیدهایی قابل‌معامله‌اند؛

حداقل تغییر قیمت چقدر است؛

قرارداد چگونه تسویه می‌شود؛

و در صورت تحویل فیزیکی، کالا باید چه کیفیت و شرایطی داشته باشد.

خریدار و فروشنده نمی‌توانند این موارد را متناسب با سلیقه خود تغییر دهند. آن‌ها باید قراردادی را انتخاب کنند که مشخصاتش از قبل تعیین شده است.

این استانداردسازی بخشی از انعطاف معامله را کم می‌کند، اما در مقابل باعث می‌شود قرارداد قابلیت خریدوفروش بیشتری داشته باشد و معامله‌گر آسان‌تر بتواند وارد موقعیت شود یا از آن خارج شود.


کارخانه چگونه از قرارداد آتی استفاده می‌کند؟

برای ساده‌شدن مثال، فرض کنیم در یک بازار فرضی، قرارداد آتی مس با شرایط زیر معامله می‌شود:

اندازه هر قرارداد: ۵ تن مس؛

قیمت قرارداد آتی: هر تن ۵۰۰ میلیون تومان؛

سررسید: چهار ماه دیگر؛

وجه تضمین اولیه هر قرارداد: ۳۰۰ میلیون تومان؛

حداقل وجه تضمین هر قرارداد: ۲۵۰ میلیون تومان.

اعداد این مثال صرفاً آموزشی‌اند و به قرارداد مشخصی در بازار ایران اشاره ندارند.

کارخانه برای تولید محصولات خود به ۲۰ تن مس نیاز دارد. بنابراین برای پوشش این مقدار، چهار قرارداد آتی خریداری می‌کند.


ارزش اسمی موقعیت کارخانه برابر است با:

۲۰ تن × ۵۰۰ میلیون تومان

یعنی ۱۰ میلیارد تومان

اما کارخانه برای گرفتن این موقعیت، ۱۰ میلیارد تومان پرداخت نمی‌کند. براساس اعداد فرضی مثال، برای چهار قرارداد مجموعاً یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان وجه تضمین در حساب خود قرار می‌دهد.

همین موضوع ممکن است یک تصور اشتباه ایجاد کند: آیا کارخانه با یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان، ۲۰ تن مس خریده است؟

خیر. وجه تضمین، بخشی از قیمت خرید نیست .

وجه تضمین، پیش‌پرداخت خرید دارایی پایه یا هزینه ورود به معامله نیست. این مبلغ نوعی وثیقه است که نشان می‌دهد طرفین توانایی پذیرش تعهدات قرارداد را دارند.

کارخانه همچنان باید هنگام خرید واقعی مس، بهای خود کالا را پرداخت کند. قرارداد آتی فقط قرار است اثر تغییرات قیمت را بر هزینه خرید کارخانه جبران کند.

از طرف دیگر، چون ارزش قرارداد بسیار بیشتر از وجه تضمین اولیه است، معامله با نوعی اهرم همراه می‌شود.

کارخانه با یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان وجه تضمین، در معرض تغییرات قیمت موقعیتی به ارزش ۱۰ میلیارد تومان قرار گرفته است.

اگر قیمت مس فقط ۵ درصد تغییر کند، سود یا زیان موقعیت می‌تواند به ۵۰۰ میلیون تومان برسد. این رقم بیش از ۴۰ درصد وجه تضمین اولیه کارخانه است.

پس کوچک‌بودن وجه تضمین به معنی کوچک‌بودن ریسک نیست. وجه تضمین سقف زیان معامله‌گر هم محسوب نمی‌شود. اگر بازار حرکت شدیدی برخلاف موقعیت او داشته باشد، ممکن است مجبور شود مبالغ بیشتری وارد حساب کند.

اینجا تفاوت مهم قرارداد آتی با خرید عادی دارایی خودش را نشان می‌دهد: در قرارداد آتی، معامله‌گر فقط نباید تحلیل درستی از قیمت داشته باشد؛ باید نقدینگی لازم برای ماندن در موقعیت را هم فراهم کند.


چرا سود و زیان تا سررسید صبر نمی‌کند؟

در یک پیمان خصوصی ممکن است سود و زیان طرفین تا روز سررسید فقط روی کاغذ باقی بماند. اگر قیمت فاصله زیادی با قیمت توافق‌شده پیدا کند، یکی از طرفین ممکن است با زیان بسیار بزرگی به روز تسویه برسد و توان یا انگیزه اجرای تعهدش را از دست بدهد.

در قرارداد آتی، این مشکل با سازوکار تسویه روزانه مدیریت می‌شود.

در پایان هر روز معاملاتی، قیمت تسویه رسمی قرارداد مشخص می‌شود.سپس سود و زیان دارندگان موقعیت خرید و فروش، براساس تغییر این قیمت محاسبه و در حساب آن‌ها اعمال می‌شود.

فرض کنیم کارخانه چهار قرارداد را در قیمت هر تن ۵۰۰ میلیون تومان خریده است.

در پایان روز بعد، قیمت تسویه به ۵۱۵ میلیون تومان می‌رسد. چون کارخانه موقعیت خرید دارد، از افزایش قیمت سود می‌برد:

۱۵ میلیون تومان × ۲۰ تن

یعنی ۳۰۰ میلیون تومان سود

موجودی حساب وجه تضمین کارخانه از یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان به یک میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان افزایش پیدا می‌کند.

اما روز بعد، قیمت تسویه از ۵۱۵ میلیون تومان به ۴۸۵ میلیون تومان کاهش می‌یابد. زیان این روز از قیمت تسویه روز قبل محاسبه می‌شود:

۳۰ میلیون تومان × ۲۰ تن یعنی ۶۰۰ میلیون تومان زیان

موجودی حساب کارخانه اکنون به ۹۰۰ میلیون تومان می‌رسد.

در مثال ما، حداقل وجه تضمین لازم برای چهار قرارداد یک میلیارد تومان است. موجودی کارخانه از این سطح پایین‌تر رفته؛ بنابراین باید مبلغ بیشتری به حساب واریز کند.

این درخواست را معمولاً اخطار افزایش وجه تضمین یا Margin Call می‌نامند.

اگر کارخانه در مهلت مقرر وجه لازم را تأمین نکند، ممکن است موقعیتش براساس مقررات بازار بسته شود.

این اتفاق یکی از مهم‌ترین ریسک‌های قرارداد آتی را نشان می‌دهد. شاید کارخانه از نظر اقتصادی پوشش مناسبی ساخته باشد، اما پیش از رسیدن به سررسید با فشار نقدینگی مواجه شود.

ممکن است در نهایت قیمت مس افزایش یابد و موقعیت خرید کارخانه سودآور شود، ولی نوسان‌های میانی بازار آن‌قدر شدید باشند که کارخانه نتواند وجه تضمین لازم را تأمین کند و زودتر از معامله خارج شود.

پس پوشش ریسک فقط به انتخاب جهت درست محدود نیست. جریان نقدی روزانه معامله نیز باید مدیریت شود.


اتاق پایاپای چه نقشی دارد؟

کارخانه هنگام خرید قرارداد آتی الزاماً نمی‌داند طرف فروشنده چه کسی است. ممکن است فروشنده یک تولیدکننده مس، صندوق سرمایه‌گذاری یا معامله‌گری باشد که انتظار کاهش قیمت دارد.

کارخانه نیز لازم نیست اعتبار تک‌تک فروشندگان بازار را بررسی کند؛ زیرا اتاق پایاپای در میانه معامله قرار می‌گیرد.

در ساختار بازار آتی، اتاق پایاپای در برابر خریدار نقش فروشنده و در برابر فروشنده نقش خریدار را می‌پذیرد. دریافت وجه تضمین، تسویه روزانه سود و زیان و کنترل موقعیت‌ها، بخشی از سازوکارهایی است که برای کاهش ریسک نکول به کار گرفته می‌شود.

این ساختار ریسک مستقیم طرف مقابل را نسبت به یک توافق خصوصی کاهش می‌دهد، اما همه ریسک‌ها را از بین نمی‌برد.

کارخانه هنوز با ریسک نوسان قیمت، کمبود نقدینگی، اخطار افزایش وجه تضمین، احتمال بسته‌شدن موقعیت و عدم تطابق کامل قرارداد با نیاز واقعی خود روبه‌روست.


سه سناریو برای پایان معامله

فرض کنیم کارخانه نزدیک زمان خرید واقعی مس، موقعیت آتی خود را می‌بندد و مس موردنیاز را جداگانه از بازار نقدی تهیه می‌کند.

برای بستن موقعیت خرید، کارخانه چهار قرارداد مشابه را می‌فروشد. به این ترتیب، تعهد خرید قبلی با موقعیت فروش جدید خنثی می‌شود.

اکنون سه حالت را بررسی کنیم. برای ساده‌شدن محاسبات فرض می‌کنیم در پایان دوره، قیمت قرارداد آتی و قیمت نقدی مس با یکدیگر برابرند و هزینه معاملات نیز نادیده گرفته شده است.

سناریوی اول: قیمت مس به ۶۰۰ میلیون تومان می‌رسد

کارخانه برای خرید ۲۰ تن مس از بازار نقدی باید ۱۲ میلیارد تومان پرداخت کند:

۲۰ تن × ۶۰۰ میلیون تومان برابر با ۱۲ میلیارد تومان

اما موقعیت خرید آتی کارخانه از قیمت ۵۰۰ میلیون تومان به ۶۰۰ میلیون تومان رسیده و برای آن سود ساخته است:

۱۰۰ میلیون تومان × ۲۰ تن برابر با ۲ میلیارد تومان سود

بنابراین:

هزینه خرید فیزیکی مس: ۱۲ میلیارد تومان

منهای سود قرارداد آتی: ۲ میلیارد تومان

هزینه مؤثر خرید: ۱۰ میلیارد تومان

قیمت مس افزایش پیدا کرده، اما سود قرارداد آتی بخش عمده افزایش هزینه را جبران کرده است.

در طرف دیگر، دارنده موقعیت فروش آتی دو میلیارد تومان زیان می‌کند.

سناریوی دوم: قیمت مس به ۴۴۰ میلیون تومان کاهش می‌یابد.

کارخانه می‌تواند ۲۰ تن مس را با قیمت ۸ میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان از بازار نقدی بخرد.

اما موقعیت خرید آتی آن زیان ساخته است:

۶۰ میلیون تومان × ۲۰ تن برابر با یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان زیان

پس:

هزینه خرید فیزیکی مس: ۸ میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان

به‌اضافه زیان قرارداد آتی: یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان

هزینه مؤثر خرید: ۱۰ میلیارد تومان

کارخانه از کاهش قیمت مس بهره کامل نبرده است. همان‌طور که قرارداد آتی مانع افزایش هزینه مؤثر شد، منفعت ناشی از کاهش قیمت را نیز تا حد زیادی خنثی کرد.

این همان بهایی است که کارخانه برای قابل‌پیش‌بینی‌کردن هزینه خود پرداخت می‌کند.

هدف پوشش ریسک، خرید در پایین‌ترین قیمت ممکن نیست. هدف این است که یک تغییر ناگهانی قیمت، حاشیه سود کسب‌وکار را از بین نبرد.

سناریوی سوم: قیمت مس به ۵۰۵ میلیون تومان می‌رسد کارخانه برای خرید ۲۰ تن مس باید ۱۰ میلیارد و ۱۰۰ میلیون تومان پرداخت کند. موقعیت آتی نیز برای آن ۱۰۰ میلیون تومان سود ایجاد کرده است.

بنابراین هزینه مؤثر خرید دوباره نزدیک به ۱۰ میلیارد تومان قرار می‌گیرد.

در این حالت، قرارداد سود چشمگیری برای کارخانه نساخته است؛ اما از ابتدا این امکان را به مدیر کارخانه داده که هزینه مواد اولیه و حاشیه سود سفارش را با اطمینان بیشتری محاسبه کند.

گاهی ارزش واقعی پوشش ریسک در سودی که روی تابلو دیده می‌شود نیست؛ در آرامشی است که به برنامه‌ریزی مالی می‌دهد.


چرا پوشش ریسک همیشه به این اندازه دقیق نیست؟

در مثال بالا فرض کردیم قیمت قرارداد آتی دقیقاً هم‌اندازه قیمت مس موردنیاز کارخانه تغییر می‌کند. در عمل ممکن است این اتفاق نیفتد.

شاید قرارداد بورس روی نوع یا کیفیت دیگری از مس تعریف شده باشد. شاید تاریخ سررسید آن دقیقاً با زمان خرید کارخانه هماهنگ نباشد. ممکن است قیمت مس در محل فعالیت کارخانه با قیمت مبنای قرارداد تفاوت داشته باشد.

اختلاف میان قیمت نقدی دارایی و قیمت قرارداد آتی را مبنا یا Basis می‌نامند. تغییر غیرمنتظره این اختلاف می‌تواند نتیجه پوشش ریسک را ناقص کند.

برای نمونه، ممکن است قیمت مس موردنیاز کارخانه به ۶۰۰ میلیون تومان برسد، اما قیمت قرارداد آتی فقط تا ۵۹۰ میلیون تومان افزایش پیدا کند. در این صورت سود قرارداد آتی نمی‌تواند تمام افزایش هزینه خرید را جبران کند.

استانداردبودن قرارداد، معامله و خروج از موقعیت را آسان‌تر می‌کند؛ اما همین استانداردسازی ممکن است باعث شود قرارداد دقیقاً با مقدار، کیفیت، محل یا زمان نیاز واقعی شرکت تطابق نداشته باشد.

این همان ریسک مبناست.


چه کسانی از قرارداد آتی استفاده می‌کنند؟

کارخانه در مثال ما یک پوشش‌دهنده ریسک است. فعالیت اصلی آن خریدوفروش قرارداد آتی نیست. از این ابزار استفاده کرده تا اثر افزایش قیمت مس بر سود عملیاتی خود را کاهش دهد.

تولیدکننده‌ای که نگران کاهش قیمت محصول آینده خود است، می‌تواند موقعیت فروش آتی بگیرد. مصرف‌کننده‌ای که از افزایش قیمت مواد اولیه می‌ترسد، ممکن است موقعیت خرید داشته باشد.

صادرکنندگان، واردکنندگان، شرکت‌های تولیدی، مؤسسات مالی و مدیران دارایی نیز می‌توانند از قراردادهای آتی برای مدیریت ریسک قیمت کالا، ارز، نرخ بهره یا شاخص‌ها استفاده کنند.

اما همه معامله‌گران با هدف پوشش ریسک وارد این بازار نمی‌شوند.

سفته‌باز ممکن است بدون نیاز واقعی به دارایی پایه، موقعیت خرید یا فروش بگیرد؛ چون انتظار دارد قیمت در جهت مشخصی حرکت کند. سود یا زیان قرارداد برای او با یک معامله واقعی در کسب‌وکارش جبران نمی‌شود.

آربیتراژگر نیز به دنبال استفاده از اختلاف غیرمنطقی قیمت میان بازار نقدی، قراردادهای آتی یا سررسیدهای مختلف است.

همه این افراد از یک ابزار استفاده می‌کنند، اما هدف و نوع ریسکشان یکسان نیست.


قرارداد آتی چه تفاوتی با پیمان آتی دارد؟

قرارداد آتی و پیمان آتی هر دو تعهدی دوطرفه ایجاد می‌کنند. در هر دو، یک طرف متعهد به خرید و طرف دیگر متعهد به فروش است.

تفاوت اصلی در ساختار اجرای این تعهد است.

پیمان آتی معمولاً توافقی خصوصی و سفارشی است. طرفین می‌توانند مقدار، کیفیت، زمان و محل تحویل را دقیقاً مطابق نیاز خود تعیین کنند. در مقابل، خروج از قرارداد دشوارتر است و اعتبار طرف مقابل اهمیت بیشتری دارد.

قرارداد آتی در بازاری سازمان‌یافته و با مشخصات استاندارد معامله می‌شود. اتاق پایاپای در میان طرفین قرار می‌گیرد، وجه تضمین دریافت می‌شود و سود و زیان موقعیت‌ها به‌صورت روزانه در حساب معامله‌گران منعکس می‌شود.

این ساختار، ریسک مستقیم نکول طرف مقابل را کاهش می‌دهد و خروج از موقعیت را آسان‌تر می‌کند؛ اما معامله‌گر باید برای نوسانات روزانه و اخطارهای احتمالی افزایش وجه تضمین، نقدینگی کافی داشته باشد.

پس قرارداد آتی صرفاً شکل بورسی پیمان آتی نیست. استانداردسازی، وجه تضمین و تسویه روزانه، ماهیت جریان نقدی و ریسک آن را تغییر می‌دهند.


بازگشت به کارخانه

مدیر کارخانه با خرید قرارداد آتی، مس فیزیکی نخریده بود. او موقعیتی ساخته بود که قرار بود افزایش احتمالی هزینه مس را با سود قرارداد آتی جبران کند.

این تصمیم یک مشکل مهم را حل کرد: نوسان قیمت مس دیگر نمی‌توانست به‌سادگی حاشیه سود سفارش کارخانه را نابود کند.

اما در مقابل، کارخانه مجبور شد وجه تضمین کنار بگذارد، نوسانات روزانه حساب را تحمل کند و برای تأمین وجه اضافی آماده باشد. همچنین پذیرفت قرارداد استاندارد ممکن است دقیقاً با مقدار، کیفیت یا زمان خرید واقعی آن مطابقت نداشته باشد.

بنابراین قرارداد آتی دستگاه حذف ریسک نیست.

این ابزار، ریسک قیمت را به مجموعه‌ای از ریسک‌های دیگر تبدیل می‌کند: فشار نقدینگی، ریسک وجه تضمین، ریسک مبنا و احتمال خروج اجباری در زمان نامناسب.

قرارداد آتی زمانی می‌تواند ابزار مناسبی باشد که استفاده‌کننده فقط به نتیجه نهایی معامله نگاه نکند و بداند این موقعیت در طول مسیر چه تعهدی برای حساب او ایجاد می‌کند.


جمع‌بندی

قرارداد آتی توافقی استاندارد و قابل‌معامله در بازار سازمان‌یافته است که خریدار و فروشنده را به انجام معامله‌ای در آینده متعهد می‌کند.

وجه تضمین، بهای دارایی یا سقف زیان نیست؛ وثیقه‌ای برای ایفای تعهدات قرارداد است. سود و زیان نیز تا روز سررسید صبر نمی‌کند و به‌صورت روزانه در حساب طرفین منعکس می‌شود.

اهرم موجود در قرارداد آتی می‌تواند با سرمایه‌ای کمتر، امکان گرفتن موقعیتی بزرگ‌تر را فراهم کند؛ اما همین ویژگی زیان و فشار نقدینگی را نیز بزرگ می‌کند.

در قرارداد آتی، فقط درست‌بودن تحلیل کافی نیست؛ معامله‌گر باید توان مالی ماندن در مسیر را هم داشته باشد.

مقاله بعدی از همین نقطه آغاز می‌شود: اگر خریدار نخواهد مانند قرارداد آتی به تصمیم امروز متعهد بماند و ترجیح دهد حق انتخاب خود را حفظ کند، باید برای این آزادی هزینه‌ای بپردازد. اینجا وارد دنیای اختیار معامله می‌شویم.

حمیدرضا نظری

حمیدرضا نظری

مدیر محتوا و رسانه

27 مقاله

کارشناس ارشد مدیریت مالی_مالک کانال آپشن رفرنس

اشتراک‌گذاری:

دیدگاه‌ها (0 نظر)

💬

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است

اولین نفری باشید که درباره این مقاله نظر می‌دهد.

🔒

برای ثبت دیدگاه وارد حساب کاربری خود شوید

فقط چند ثانیه زمان می‌برد و می‌توانید نظر خود را با دیگران به اشتراک بگذارید.

ورود / ثبت‌نام
✉️ خبرنامه رایگان

جدیدترین آموزش‌ها را از دست ندهید

با عضویت در خبرنامه رُستا، جدیدترین مقالات، ویدیوها و پیشنهادهای ویژه را مستقیم در ایمیل خود دریافت کنید.

مقالات تخصصی هفتگی
اطلاع از جدیدترین محصولات
تخفیف‌های ویژه اعضا

اطلاعات شما محرمانه است. هرگز اسپم ارسال نمی‌کنیم.