وقتی معاملهگران درباره یک استراتژی صحبت میکنند، معمولاً اولین سؤال این است:
«بازده مورد انتظارش چقدر است؟»
این سؤال کاملاً طبیعی است؛ اما شاید مهمترین سؤال نباشد.
فرض کنید دو استراتژی اختیار معامله پیش روی شما قرار دارد. هر دو حدود ۳۰ درصد بازده مورد انتظار دارند و نمودار سود و زیان (Payoff Diagram) هر دو نیز جذاب به نظر میرسد.
اگر قرار باشد فقط یکی را انتخاب کنید، معیار شما چیست؟
اگر پاسختان «بازده بیشتر» باشد، احتمال دارد مهمترین بخش تصمیمگیری را نادیده گرفته باشید.
کیفیت یک استراتژی فقط با بازده آن سنجیده نمیشود
بازار همیشه مطابق انتظار ما حرکت نمیکند. حتی بهترین تحلیلها هم ممکن است به نتیجه نرسند.
در چنین شرایطی، سؤال اصلی این نیست که «چقدر سود میکنم؟» بلکه باید پرسید:
اگر بازار برخلاف انتظارم حرکت کرد، چه گزینههایی برای مدیریت موقعیت دارم؟
همین سؤال ساده، تفاوت بین یک معاملهگر باتجربه و یک معاملهگر تازهکار را مشخص میکند. پیش از باز کردن هر موقعیت، بهتر است به این موارد فکر کنید:
- آیا در صورت تغییر شرایط بازار، امکان هج (Hedge) وجود دارد؟
- آیا میتوان موقعیت را رول (Roll) کرد و سررسید یا قیمت اعمال را تغییر داد؟
- آیا قرارداد از نقدشوندگی مناسبی برخوردار است؟
- اگر تصمیم به خروج گرفتم، آیا بهراحتی میتوانم معامله را ببندم یا برای پیدا کردن طرف مقابل به مشکل میخورم؟
این سؤالها شاید در ظاهر ساده باشند، اما پاسخ آنها میتواند تفاوت بین یک زیان قابل مدیریت و یک ضرر سنگین را رقم بزند. بسیاری از ضررهای بزرگ، نتیجه تحلیل اشتباه نیستند برخلاف تصور رایج، همیشه مشکل از تحلیل بازار نیست. بارها پیش آمده معاملهگری جهت بازار را بهدرستی تشخیص داده، اما به دلیل انتخاب یک موقعیت نامناسب، بعد از تغییر شرایط نتوانسته معامله را مدیریت کند. گاهی بازار کمی دیرتر از انتظار حرکت میکند، گاهی نوسانات افزایش پیدا میکند و گاهی نقدشوندگی کاهش مییابد.
اگر استراتژی انتخابی انعطاف کافی نداشته باشد، حتی یک تحلیل درست هم ممکن است به نتیجه مطلوب نرسد. به همین دلیل، قابلیت مدیریت موقعیت یکی از مهمترین معیارهای انتخاب استراتژی محسوب میشود.
معاملهگران حرفهای به دنبال راه فرار هم هستند معاملهگران حرفهای فقط به سناریوی موفقیت فکر نمیکنند. آنها قبل از ورود، سناریوی اشتباه بودن تحلیل خود را هم روی میز میگذارند و بررسی میکنند که در آن شرایط چه گزینههایی در اختیارشان خواهد بود.
استراتژیای که امکان هج، رول یا خروج راحتتری فراهم میکند، شاید بازده مورد انتظار کمتری داشته باشد؛ اما در بسیاری از مواقع، همین انعطافپذیری ارزش بیشتری از چند درصد سود اضافی دارد. در واقع، یک استراتژی خوب فقط برای زمانی طراحی نشده که همهچیز مطابق انتظار پیش برود؛ بلکه برای زمانی هم آماده است که بازار برخلاف انتظار حرکت کند.
جمعبندی
اولین عددی که هنگام بررسی یک استراتژی میبینید، معمولاً بازده مورد انتظار است؛ اما شاید بهتر باشد آخرین عددی باشد که به آن توجه میکنید. قبل از هر چیز از خودتان بپرسید: اگر اشتباه کردم، بعدش چه؟ اگر پاسخ این سؤال روشن باشد، احتمالاً استراتژی مناسبی انتخاب کردهاید. گاهی مهمترین ویژگی یک استراتژی این نیست که چقدر سود میسازد؛ بلکه این است که در صورت اشتباه، چقدر فرصت جبران و مدیریت در اختیار معاملهگر قرار میدهد.
نظر شما چیست؟ اگر فقط یکی از گزینههای زیر را انتخاب کنید، کدام را ترجیح میدهید؟
بازده بیشتر، اما انعطاف کمتر در مدیریت موقعیت
بازده کمتر، اما امکان هج، رول و خروج راحتتر
نظر خودتان را در بخش دیدگاهها با ما به اشتراک بگذارید.
حمیدرضا نظری
مدیر محتوا و رسانه
کارشناس ارشد مدیریت مالی_مالک کانال آپشن رفرنس
دیدگاهها (0 نظر)
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است
اولین نفری باشید که درباره این مقاله نظر میدهد.
برای ثبت دیدگاه وارد حساب کاربری خود شوید
فقط چند ثانیه زمان میبرد و میتوانید نظر خود را با دیگران به اشتراک بگذارید.