موج صندوقهای نقره؛ فرصت واقعی یا تقلید بازار؟
رشد سریع تعداد صندوقهای نقره لزوماً نشانهٔ ظرفیت بازار نیست و ممکن است بخشی از آن حاصل موجی از تقلید و رقابت کوتاهمدت باشد.
این همه صندوق نقره برای بازار ما لازم است؟
این روزها تقریباً هر طرف را نگاه میکنیم، یک صندوق نقره جدید در حال پذیرهنویسی است.
طبیعی است که یک سؤال ایجاد شود:
واقعاً بازار ایران به این تعداد صندوق نقره نیاز دارد؟
نقره دارایی جذابی است و در بعضی دورهها میتواند بازدهی قابلتوجهی داشته باشد، اما یک نکته را نباید فراموش کرد؛ نقره قرار نیست همیشه در روند صعودی باشد. سابقه این فلز نشان میدهد که بعد از دورههای رشد، میتواند برای مدت نسبتاً طولانی وارد رکود شود.
حالا سؤال اینجاست که اگر چند سال بعد تب نقره فروکش کرد، همه این صندوقها قرار است چه وضعیتی داشته باشند؟
احتمالاً نه.
مثل خیلی از بازارهای دیگر، در نهایت تعدادی از صندوقها سهم بیشتری از بازار را میگیرند و بقیه یا کوچک میمانند یا عملاً از رقابت خارج میشوند.
اما چیزی که برای من جالبتر است، دلیل شکلگیری این موج است.
در بازار ما بارها دیدهایم که یک شرکت یا یک محصول در یک مقطع خاص موفق میشود و بعد، بدون اینکه خیلی درباره تفاوت شرایط فکر کنیم، چندین نمونه مشابه پشت سر آن ایجاد میشود.
اینکه یک صندوق نقره موفق شده، لزوماً به این معنی نیست که هر صندوق نقرهای که بعد از آن راهاندازی شود هم موفق خواهد شد.
شاید قبل از اینکه بپرسیم «نقره چقدر میتواند رشد کند؟»، بد نباشد یک سؤال دیگر هم بپرسیم:
این بازار واقعاً ظرفیت چند صندوق را دارد؟
چون گاهی چیزی که از دور شبیه «فرصت سرمایهگذاری» دیده میشود، از نزدیک بیشتر شبیه موجی از تقلید است.